عطاری بهار

طب سنتی - گیاهان دارویی

مغز رستنگاه هفت زوج عصب است به شرح زیر:
زوج اول:این زوج عصب ازانتهای دوبطن واقع دربخش جلوئی مغز،درمحل عبوردوزائده ای که شبیه نوک پستان است وحس بویائی بوسیله آنهاست روئیده است ودو عصب بزرگ ومجوف است.
عطاری بهار
یکی ازاین دوعصب ازطرف راست شروع میشود وبطرف چپ می رود ودیگری ازطرف چپ شروع وبطرف راست روی می آورد،این دوعصب بعداصلیب وارباهم تقاطع می یابند وپس ازآن فردی که ازطرف راست آمده است به سوی کاسه چشم راست وآنکه ازطرف چپ آمده است به کاسه چشم چپ راهی میگردد.
دهانه این دوعصب گشاد میشود تابتوانند رطوبتی راکه زجاجی می نامند دربرگیرند.
نه جالینوس،بلکه تشریح کنندگان دیگر گفته اند که این دوعصب بدون هیچ نوع خمیدگی برتقاطع صلیبی می گذرند وگفته شده است که فراهم آمدن این تقاطع سه فائده دارد:
فائده اول اینکه،هرگاه مسیر روحی را که به سوی یکی از دوکاسه چشم جریان داردآسیبی رسید این کاسه ازیاوری مجرای روح کاسه چشم دیگر که گرفتار آسیب نشده است محروم نگردد وآسیب چشم،ازمحل چشم دورازگزند کمک لازم دریافت کند،مگرنه این است که هرگاه یکی ازدوچشم بسته شود،نیروی دید چشمی که بازاست افزایش می یابد وهمچنین اگر چشمی نیمه باز ودیگری تمام ازبماند،صفای چشم باززیادتر میگردد؟علت این کارآنست که اگرچشمی برهم نهاده شود،روح بینائی دهنده به سوی چشم باز هجوم می آورد وبرای جای دادن این روح سوراخ عنبیه خودبخودفراخ تر میگردد.
فائده دوم اینکه،آن یک زوج عصب که بهم می رسند وازهم میگذرند،درضمن تقاطع یکی میشوند،وقتی تصویری که پیش چشم می آید وسرانجام به این مرکزتقاطع که هردوعصب درآن شریکند می رسد،دید بطور یکسان درهردوچشم قسمت میشود وهردودیده باهم ودرآن واحد تصویر رادریک مرزمشترک می بینند،علت اینکه اشخاص لوچ یک جسم رادوتا می پندارند این است که یکی ازکره های چشم بالاتر ویا پائین تر ازمحل طبیعی قراردارد ودراین بالا وپائین بودن،راست روی به سوی محل تقاطع بهم خورده است وقبل ازآنکه هردوچشم تصویر راازمرز مشترک ببینند،چون عصب راه خودرا کج کرده است،ازمرز دیگری غیر ازمرز مشترک می بییند.
فائده سوم اینکه،هریک ازاین دوعصب درمحل تقاطع بردیگری تکیه داده است وباین ترتیب همدیگر رااستواری بخشیده اند وچنانند که گوئی هردوعصب درنزدیکی کره چشم روئیده اند.
عطاری بهار

زوج دوم:منشاء زوج دوم ازهفت زوج عصب،همان منشاء زوج اول(درست درعقب زوج اول) است که ذکرشد.
این زوج دوم،اززوج اول دورمیشود وبطرف بیرون تن متوجه میگرددوازسوراخی که درگودی کره چشم است بیرون میرود وبرماهیچه های چشم توزیع میگردد.
این زوج عصب ازآنجا که به منشاء نزدیک است وبایسته است که نرم باشد،برای اینکه بااین نرمی تاب حرکت دادن دراو باشد وباتوجه به اینکه هیچ کمک ویاوری برای او نیست،بسیار ستبرآفریده شده است تا تلافی نرمی غریزی اش رابنماید.

عطاری بهار

منظورازنبودن کمک ویاوراین است که زوج سوم فقط برای حرکت اندام بزرگی چون فک زیرین اختصاص یافته است وخودنیز درکارش به یاوری نیازمنداست که بعداذکر خواهیم کرد نیروی زیاده ای ندارد که به زوج دوم برساند واورایاری دهد.
زوج سوم:منشاء زوج سوم از هفت زوج عصب مغزی،مرز مشترک بین دوبخش عقبی وجلوئی مغزاست،این زوج عصب درابتداء بمقدار کم بازوج چهارم در می آمیزد،بعدازاو جدا میشود وچهارشاخه میگردد.
شاخه اول:درمحل ورود رگ سبات نفوذ میکند(رگ سبات رابعدا ذکرخواهیم کرد)وازپائین می آید،ازحجاب میگذرد ودراحشاء منشر میگردد.
شاخه دوم:ازاستخوان گیجگاهی سربر می آورد وبعدازجداشدن ازگیچگاه بایکی ازاعصاب دیگر که اززوج پنجم جداشده است می پیوندد(زوج پنجم رانیزذکر خواهیم کرد).
شاخه سوم:از منفذی سربرمی آورد که محل بیرون آمدن زوج دوم نیز بود.راه این شاخه بسوی اندامهای جلوئی صورت است وبازوج دوم که بطرف کاسه چشم میرود تا حدی همکاراست،اگر این شاخه ازمحل بیرون آمدن زوج اول که توخالی است بیرون می آمد بسیار ناگواربود،چه دراینصورت برای مهمترین عصب ایجادمزاحمت می شد وآن درزیر فشار قرارمی گرفت وتجویف آن برهم می آمدومسدود می گردید،این شاخه سوم بعدازجداشدن سه انشعاب پیدا می کند،انشعاب اول بطرف نقطه اشک ازچشم می رود وازآنجا به ماهیچه های هردوگیجگاه وهردو عضله مضغی وابرووپیشانی وپلک می رسد،انشعاب دوم درسوراخی که درقسمت عقبی گوشه چشم قرارداردفرو می رودوازآنجا به اندرون بینی روی می آورد ودرطبقه آسترشده بینی پراکنده میشود،انشعاب سوم تا اندازه ای بزرگ است وازفضای تنبوشه مانندی(تجویف بربخی)که دراستخوان گونه جای داردسرازیر می گرددوآنگاه دوانشعاب فرعی می یابد.
یکی ازاین انشعاب فرعی به اندرون دهان می آید ودردندان ها توزیع می گردد،دراین توزیع،انشعابات زیردندان های آسیا دیده میشود وانشعابات سایر دندانها ازنظر پنهان است،لثه زیرین نیز سهم خودراازاین توزیع می برد وباآن ها شریک است،انشعابات عرضی دیگردربخش بیرونی اندامهائی مانند پوست گونه وکنار بینی ولب زیرین ریشه می دواند،این بود سه انشعاب اززوج سوم،شاخه چهارم از انشعابات زوج سوم ازسوراخی که درآرواره فوقانی است عبور می کند وبه زبان می رسدودرقشر سطحی زبان پراکنده میشود وحس چشائی را که ویژه زبان است به این اندام می بخشد وبخش زیادی آن درریشه دندانهای پائین ودرلثه پائین ودرلب پائین پراکنده میشود،بخشی ازاین شاخه عصب که ویژه زبان است ازعصب چشم باریکترمی باشد،زیرا عصب زبان سخت وعصب چشم نرم است،عصب زبان باریک وعصب چشم ستبر است،باریکی وسختی آن یکی بانرمی وستبری این دیگری حالت تعادل بوجود آورده اند.
زوج چهارم:منشاء زوج چهارم ازهفت زوج عصب مغزدرعقب منشاء زوج سوم واقع شده است وبه قاعده مغزنزدیک ترازآن است،چنانکه گفتیم این زوج عصب درنخستین مرحله،کمی بازوج سوم درآمیخته است وبعدا ازآن جداشده است،این عصب پس ازجداشدن ازآن برای حساس کردن کام وارد آن میشود،این زوج عصب کوچک است ولیکن اززوج سوم سفت تر وسخت تراست،زیرا کام وصفاق آن(بافت پوششی) ازصفاق زبان سخت تر است.
زوج پنجم:هریک ازدوعصب متعلق به زوج پنجم از اعصاب حاصل از مغز،بخودی خود درطول به دونیم میشود وشکل مضاعف بخود می گیرد،بنظر بسیاری از متخصصین تشریح،هریک ازاین زوج عبارت ازیک جفت عصب است،دوعصب که زوج پنجم را تشکیل میدهند ازدوجانب مغز بیرون آمده اند وهمانطور که گفتیم براثر نصف شدن درطول،هریک ازآنها به یک جفت تبدیل شده است،قسمت اول(عصب شنوائی)هریک ازنیمه فردها به غشائی که آستر قسمت صماخ گوش گردیده است ودرتمام بخش های آن پراکنده میشودوبه گوش حس شنوائی می بخشد،منشاء این قسمت ازعصب که به غشاء درون گوش می آید بخش عقبی مغزاست،قسمت دوم(عصب صورتی)هریک از نیمه فردها که کوچکتر ازقسمت اولی است ازسوراخی بیرون می آید که دراستخوان سنگی(خاره) واقع شده است.
این استخوان سنگی را یک چشم وکور نیزمی نامند،زیرا بمناسبت داشتن پیچ وخم زیاد درمسیر خودطولانی شده است ودرآخر سر از منشاء دورافتاده است،این پیچ وخم داربودن مسیر وزیادشدن مسافت برای ان است که عصب قبل ازآنکه ازآن خارج شود آنقدرازمنشاءدورگردد که سزاوارسفت شدن باشد،وقتی ازسوراخ استخوان سنگی بیرون آمد باعصب زوج سوم در می آمیزد واین بخش آمیخته دوقسمت میگردد،قسمت بیشترآن به گونه وماهیچه پهن آن روی می آوردوقسمت دیگر که باقی مانده است وبه ماهیچه های دوگیچگاه متوجه میگردد.
عطاری بهار
چرا حس چشائی درشاخه چهارم ازجفت سوم آفرینش یافته است وحس شنوائی به جفت پنج واگذارشده است؟باید گفت ابزارشنوائی به فضای بازنیازداردوشایسته نیست که راه هوابرروی آن بسته شود،پس باید عصب شنوائی سخت باشد ومنشاء آن قسمت عقبی دماع است واز عصب چشائی سخت تراست،اما ابزارچشائی باید در محل امن وسرپوشیده باشد وباین جهت باندازه عصب شنوائی نیازی به سختی ندارد.
وچرابرای ماهیچه های چشم تنها یک عصب وبرای ماهیچه های گیجگاه عصب های زیاد وجوددارد؟زیرا عصبی که نیروی بینائی را بچشم می رساندباید تجویف داشته باشد وبرای این منظور باید ستبر باشد واگر ستبرباشد باید سوراخ چشم بمقدار زیادبازشود،آنوقت استخوانی که کره چشم درآن جای گرفته است تحمل سوراخهای متعددرابرای عصبهای متعددنداشت وباین جهت به یک عصب منحصربفرد اکتفاشده است.
لیکن عصب حس شنوائی که ازاستخوان سنگی می آید،چون منشاء آن سخت است،تحمل سوراخهای متعددی راکه عصب های متعدد ازآن بیرون آیند دارد.
وبااینکه عصب های حس شنوائی زیادند لیکن باریک وسخت هستند،چه اگر ستبربودند وسستی درحرکت آنها رخ میداد.
عطاری بهار
زوج ششم:رستنگاه این زوج عصب بخش عقبی مغزاست ودرآغاز محل پیدایش،بوسیله غشاءها وزردپی ها چنان بازوج پنجم پیوسته است که گوئی یک عصب هستند وجدائی ندارند،بعدا اززوج پیوسته اش جدا میشود وازسوراخی سربیرون می آورد که درانتهای درزلامی قرارداردوقبل از خارج شدن ازاین سوراخ به سه بخش تقسیم میگردد واین سه بخش که ازسوراخ انتهای درزلامی بیرون می آیند،راههای ویژه خودرابقرارزیر می پیمایند:
انشعاب اول بطرف ماهیچه های گلو وبیخ زبان روانه میگردد تا زوج عصب هفتم رادرحرکت بخشی یاری کند.
انشعاب دوم به سوی ماهیچه های کتف ونزدیک انها می رسد وبیشترین قسمت آن درلای ماهیچه پهن که بربالای کتف قرارداردمنتشر میشود،مقدار این بخش برای انجام وظایف خودکافی است وبدون پیوستن باعصب دیگری راه خودرامی پیماید وبه مقصد میرسد.
انشعاب سوم ازدوانشعاب دیگربزرگتراست،این شعبه ازهمان راهی که رگ مغزی دربالارفتن به سوی مغز می پیماید،بطرف احشاء سرازیر میشود وچون راه این دویکی است،این بخش ازعصب بارگ مغزی بهم پیوند یافته است،وقتی این شعبه به حنجره نزدیک میشود،تقسیمات ریزتری ازخود جدا میسازد که دردرون ماهیچه هائی که درحنجره وجوددارندوروببالا قرارگرفته اند وحنجره وغضروف های حنجره راحمل میکنند نفوذ میکند،بعدازگذشتن ازمحل حنجره،انشعاباتی بطرف بالا میفرستدکه درماهیچه های سرپائین جای می گیرند،وجود این انشعابات بسیار مورد نیازاست،زیرا برای جمع شدن وبازشدن غضروف طرجهاری باید عامل کشنده ای باشد که کشش به سوی پائین صورت گیرد وبه سبب همین بالا برگشتن است که این عصب رابازگشته نیز نامیده اند.
چرااین عصب ازمغزسرازیر میشود وازنخاع سرچشمه نمی گیرد؟زیرااگراین عصب نخاعی بود ومیخواست بطرف بالا رود ناچارازکجروی بود وراه راست بطرف رستنگاه خودراازدست میداد وآنگاه توانائی آنرانداشت،چنانکه باید وشاید،چیزی رابه سوی پائین بکشد ودرکشش محکم باشد.
چرااین عصب جزو زوج ششم عصب هاست؟زیراهرآنچه ازعصب های نرم ونرمی گرای بودند وقبل ازجفت ششم آمدند،همگی درماهیچه های صورت وسروآنچه درآنهاست توزیع گردیدند،واین راست روی که برای زوج ششم وجودداردبرای زوج هفتم میسر نمیشد،زیرا زوج هفتم برای کجروی آفریده شده است وفائده اش درکجروی است.
پس چون جفت ششم می بایست بطورمستقیم سرازیر شودواین عصب نیز بهره اش درخط مستقیم بود جزو زوج ششم گردید وازآنجا که عصب برگشته بالارو وتکیه گاهی استوار نیازداشت واین تکیه گاه می بایست همانند قرقره ای باشد تا عصب بالاروبوسیله آن بچرخد وهمچنین به عصب بالارونزدیک وهم بحالت مستقیم وسخت ونیرومند وهم صاف باشد،برای چنین تکیه گاهی هیچ چیز بهتر ومناسبتر ازشریان بزرگ(آئورت)نیست،پس هرآنچه ازاین بخش ها ازسوی چپ بالا می آید به شریان بزرگ برمیخوردوبراو می پیچد.
وازآنجا که شریان بزرگ مستقیم وستبراست عصب برای پیچیدن به آن به پیوند محکمی بسیار نیازمنداست،اما آنچه که ازاین بخش ها ازطرف راست بالا می رود موقعی به شریان بزرگ می رسد که شریان به حالت ستبری وراستی اول نیست،زیراانشعباتی ازاو جداشده است وبه باریکی انجامیده است وچون به سوی زیربغل گرائیده است استقامت خودراازدست داده،کج روی رادرپیش گرفته است،پس چاره ای جزاین نبود که عصب بالارو علاوه براینکه برشریان تکیه میکند،بوسیله زردپی هائی نیز خودرابرآن محکم ببنددوتلافی حالت ستبری وراستی ازدست رفته را بنماید،هدف ازدورنمودن راه بخش های بالاروآن است که اولا به تکیه گاه امن که همان شریان است نزدیک شوند وثانیا بادورشدن ازمنشاء،ازنیرومندی وسخت شدن استفاده کنند،درمیان بخش های بالاروازاین عصب،نیرومندترین بخش همان است که باهمکاری انشعاباتی ازاعصاب مددکاردردوطبقه از ماهیچه های حنجره منتشره شده اند،بعدا سایر بخش های این عصب بطرف پائین می آیند وانشعابات متعددی ازآن جدا میشود که درغشاهای حجاب،سینه وماهیچه های آنها،قلب،شش ووریدها وشریان های موجوددرآنجا پخش میگردند وبقیه انشعابات که باقی میماند به حجاب وارد میشود وبهمراه عصبی که جزوجفت سوم است وپائین آمده است،مشترکا درغشاهای احشاء منتشر می گرددتا سرانجام بارسیدن به استخوان پهن(عضله پهن خاصره ای)پایان می یابند.
زوج هفتم:منشاء این زوج عصب مغزی مرزمشترک بین مغز ونخاع است،بیشترین بخش این زوج عصب در ماهیچه های حرکت دهنده زبان وماهیچه های مشترک میان درقی واستخوان لامی منتشر میشود وبقیه بخش های آن ممکن است در ماهیچه های همجوارماهیچه های نامبرده دربالا وارد شوند،ولی این حالت همیشه روی نمیدهد.
ازآنجا که هریک ازاعصاب دیگر مکلف به انجام وظیفه ویژه ای است وازآنجا که مناسب نبود درمنشاء مذکور ویادرزیرآن،منافذبسیاری باشند،بهترهمین بود که عصب حرکتی زبان ازاین منشا ولیکن عصب حسی آن از منشاء دیگر باین عضوبرسد.
اعصاب نخاعی گردن ومسیرآنها:
اعصابی که ازنخاع منشا گرفته اند وازمهره های گردن عبور میکنند هشت زوج هستند.
عطاری بهار
زوج اول این اعصاب ازدوسوراخ مهره اول گردن بیرون می آید وبطور مجزا وبدون آمیزش باعصب دیگر،درماهیچه های سرمنتشر میگردد.این زوج عصب،کوچک وباریک است،چه همانطور که درمبحث استخوان ها گفتیم،محل عبور آن تنگ است وباریک بودن عصب متناسب باقطر کم گذرگاه آن است.
زوج دوم ازمنفذی که دروسط مهره اول ومهره دوم است بیرون می آید،یعنی همان منفذی که درمبحث استخوانها ازآن یادکردیم.
بیشترین بخش این زوج عصب برای حساس کردن سربکاررفته است،این بخش حساس کننده،بطورمورب بالا می رود وببالاترین نقطه مهره ها می رسد وبعدبه سوی جلو پیچ میخورد ودرطبقه خارجی هردوگوش ریشه می دواند.
این عمل،کمبود وکوتاه آمدن زوج اول راتلافی می کند،چه زوج اول نمیتوانست بواسطه کوچکی وکم مایگی اش در محیط اطراف خود بطور کامل منتشر گردد.بخش باقی مانده از این زوج به ماهیچه پهن پشت گردن می آید وموجب حرکات آنها می گردد.
زوج سوم اعصاب ازمنفذ بین مهره های دوم وسوم خارج می گردد وهرفردی ازآن،دوشاخه میشود.
یکی از این شاخه ها درعمق ماهیچه ای منتشر می گرددکه دارای انشعاباتی درمیان دومهره دوم وسوم است،وخاصه درماهیچه ای نفوذ میکند وپخش میگردد که درمحل برگشتن سر بهمراه گردن،قرارداردوسپس بطرف خارهای مهره بالا می رود،وقتی این شاخه به این خارها می رسد،انشعابات خودرابه بیخ انها می رساند وبطرف راس آنها روببالا می رود ودرآنجا بازردپی های غشائی که از این خارها روئیده اند می آمیزد،آنگاه هردوشاخه عصب باهم به سوی دوگوش بر می گردند ولیکن بخودگوش نمی رسند،دربدن غیرادمیان این دوشاخه درگوش خاتمه می یابند وبه ماهیچه های گوش نیروی حرکت میدهند.
عطاری بهار
شاخه دوم ازهریک ازدوعصب بطرف جلو می آید تا به ماهیچه های پهن برسد،رگها وماهیچه ها در اولین مرحله بالارفتن،برآن می پیچند وآنرا درخودمیگیرند وموجب نیرومندتر واستوارتر شدن آن میگردند.دربدن حیوانات،این شاخه عصبی با ماهیچه های دوگیجگاه ودوگوش در می آمیزد،انشعابات این شاخه بیشتر درماهیچه های دوگونه پخش می گردد.
زوج چهارم عصب ازمنفذی که دربین مهره های سوم وچهارم قرارداردبیرون می آید ومانند زوج سوم به دوشاخه تقسیم می گردد که عبارتنداز:شاخه جلوئی وشاخه عقبی،شاخه جلوئی چون کوچک است بازوج پنجم می آمیزد وگفته اند که یک رشته فرعی ازآن جدا میشود که به تارعنکبوت میماند وهمراه رگ سبات ادامه می یابدتا به حجاب حاجزبرسدوبردونیمه حجاب حاجز که حد وسط سینه است می گذرد شاخه دیگرکه بزرگتر ازاولی است بطرف عقب بر میگرددودرعمق ماهیچه ها نفوذ میکندوخودرابه خارها(سناسن) می رساند وانشعاباتی به ماهیچه های بین سر وگردن میفرستد،وبعدازآن به سوی جلو برمیگردد وبه ماهیچه های گونه متصل می شود.
این عصب درجانواران،به ماهیچه های گوش می پیوندد ونیز گفته اند که هم ازاین عصب شاخه ای به سوی پشت سرازیرشده است.
زوج پنجم عصب از منفذی بیرون می آید که بین مهره های چهارم وپنجم واقع است،این زوج عصب نیز به دورشته تقسیم می شود،یکی رشته جلوئی که کوچکتر است وبه ماهیچه های گونه ها وماهیچه های خم کننده سر وسایر ماهیچه های مشترک بین سروگردن می رود ودیگری خود به دوشاخه میشود که شاخه اول آن بین رشته اول وشاخه دوم قرارداردوتابالای شانه می آید،قسمتی اززوج ششم وزوج هفتم بااین شاخه درآمیخته اند.
شاخه دوم باشاخه هائی اززوج پنجم وزوج هفتم یکی میشود وتا وسط حجاب حاجز نفوذ میکند.
زوج های ششم وهفتم وهشتم:این سه زوج عصب نخاعی بترتیب وبحسب نزدیکی شان به مهره ها ازسوراخ های بین مهره ها بیرون می آیند ومحل خروج زوج هشتم بااین ترتیب سوراخی است که بین آخرین مهره گردن واولین مهره پشت قراردارد.
عطاری بهار

انشعابات این سه زوج بسیاردرهم آمیخته اند،لیکن بخش اعظم انشعابات زوج ششم سطح کتف را می پوشاند(عصب فوق کتفی)وبخش کمترآن که از بخش آمیخته زوج چهارم بیشتر ولیکن ازبخش آمیخته زوج پنجم کمتراست به حجاب وارد میشود،قسمت اعظم انشعابات زوج هفتم دربازوجای می گیرد وبخش دیگرهمراه شاخه ای اززوج پنجم به ماهیچه های سروگردن وپشت وجچاب می رسد،زوج هشتم بعدازآمیختن وهمراه شدن با قسمت های دیگربه پوست ساعد وذراع وارد میشودوانشعاباتی به حجاب نمی فرستد،بخشی اززوج ششم به سوی دست روانه میشود وبه کتف نمی رود،بخشی اززوج هفتم که به سوی دست می رودازبازو عبور نمیکند،آنچه ازسوی کتف به ساعد می آید ازانشعابات زوج هشتم است که بااولین عصب که از مهره های پشت می روید درآمیخته است.
عطاری بهار
اینکه ملاحظه میشود سهم حجاب ازاعصاب،منحصر به همان عصب هائی است که ذکرشد وانشعاباتی از اعصاب نخاعی زیرین به آن نمی رسد ازاین است که هرعصبی به سوی حجاب می آید ازبالا به پائین راه می پیماید تا تقسیمات آن بهترانجام گیرد،بخصوص که اولین مقصدآن عصب،غشاء وسط سینه است.
اگرعصب نخاعی که به حجاب می آید ازطرف پائین می آمد،بدون تشکیل زاویه منکسره نمیتوانست بطورراست ومستقیم به آن برسد واگراعصاب واردبه حجاب همگی از مغزبه سوی این عضومی آمدند،می بایست راه دورودرازی راطی کنند،باین جهت تمامی اعصابی که به حجاب می رسند دروسط آن گرد می آیندتاتوزیع وپخش آنها در حجاب بطور متعادل صورت گیرد.
چه اگراعصاب مزبوربه کناره ها بودندودروسط قرارنداشتند،کاری راکه باید انجام می دادند ووظیفه ای راکه ایفا میکردند هدرمیرفت،چه ماهیچه ها کناره های حجاب رابه حرکت درمی آورند واین حجاب است که محیط خودراحرکت می دهد وبنابراین انتهای اعصاب باید به کناره ها برسد نه آغازآنها.
حال که ثابت شد اعصاب باید دروسط حجاب باشد،لازم وبایسته است که به حجاب متعلق باشند ودرآن منشعب گردند،ودرچنین وضعی باید مستورومحافظت گردند،باین جهت اعصاب واردشده به حجاب برآن تکیه کرده اند وبوسیله غشاء وسط سینه پوشیده ومحافظت میشوند.
ازآنجا که عمل این اندام بسیار مهم است،برای عصب های آن منشاء متعددی منظور شده است تابراثر آسیب واردشده ازکارنیفتد،چه اگرهمه اعصاب حجاب منشاء واحدی داشته هرآسیبی وارد میشدهمه را دربرمیگرفت.
عطاری بهار
عصب مهره های قفسه سینه:
مهره های پشتی دارای دوزوج عصب هستند بقرارزیر:
زوج اول:این زوج ازمیان مهره های اول ودوم بیرون می آید وبه دوبخش تقسیم میگردد.
بخش اول که بزرگتر ازدیگری است درماهیچه های دنده ها وپشت نفوذ میکند.
بخش دوم  بطرف دنده ها میرود ووقتی به دنده اول رسید همراه هشتمین زوج از اعصاب گردن به سوی دودست را می پیماید ودرساعد وکف دست منتشر میشود.
 عطاری بهار
زوج دوم:این زوج عصب از منفذی بیرون می آید که بعد ازمحل بیرون آمدن زوج اول ودرجوار قراردارد،بخشی ازاین زوج عصب به سطح بازومی رود وبه آن حساسیت می دهد،بخش باقی مانده،همراه زوج های دیگر به ماهیچه های حرکت دهنده کتف وماهیچه های پشت می رود.
اعصابی که از مهره های قفسه سینه(پشتی)خارج میشوند دومسیر رادرپیش می گیرند،بخش ازانها به ماهیچه های کتف وقسمتی به ماهیچه های پشت،به ماهیچه های بین دنده های حقیقی وماهیچه های بیرونی سینه وارد میشود،بخشی ازاین اعصاب که ازدنده های ناقص بیرون می آید وارد ماهیچه های بین دنده ها وماهیچه های شکم میگردد،رگهای ضربان دارورگهای بی ضربان با قسمت هائی ازاین عصب ها همراهندودرمحل بیرون آمدن به نخاع وارد میشوند.
عصب دنده های کمر:
قسمتی ازاعصاب قطنی(دنده کمری)به ماهیچه های پشت وارد میشود وبخشی دیگر،ماهیچه های شکم وآسترشده پشت را جایگاه خودقرارداده است،سه بخش فوقانی این اعصاب بااعصابی که از مغز پائین می آیند می آمیزند وبقیه قسمتهای آن ازاین اختلاط به دورمی مانند.
دوزوج تحتانی انشعابات بزرگی بطرف هردوساق پا میفرستد،شعبه ای اززوج سوم وشعبه ای ازنخستین اعصاب خاجی بااین دوانشعاب اختلاط می یابند،لیکن دوشعبه اخیر از مفصل سرین خارج نمیشود بلکه درماهیچه های سرینی منتشر میگردد،درحایکه دوشعبه که اززوج تحتانی آمده اند سرین راپشت سر می گذارند وبه ساق های پا روی می آورند.
عطاری بهار
اعصابی که به دوران وبه دوپای می آیند بااعصابی که دردست ها منتشر شده اند متفاوتند،اعصاب ران وپا دریک محل گرد نمی آیند تا به طرف گودی اندرون گرایش یابند،زیرا مفصل شدن ران باسرین همانند مفصل شدن بازوباکتف نیست،همچنین رستنگاه اعصاب ران وپا بارستنگاه اعصاب بازو متفاوت است،اعصاب ران وپا ازراه های مختلف به سوی ساق پا می آیند،قسمتی ازآنها آستری وبخشی سطحی وقسمتی نیزدرزیر ماهیچه ها هستند،ازآنجا که ماهیچه ها ورگهای فراوانی دربخش عقبی تن ودرداخل ران وجوددارند وبرای ماهیچه هائی که درجانب استخوان زهارهستند،محلی برای رسیدن به پا وجودندارد،قسمتی ازاعصاب که ویژه ماهیچه پا است ازمجرائی که بطرف دوبیضه متوجه است عبور می کندتا به ماهیچه های زهاربرسد وبعدازآن به سوی ماهیچه های زانو سرازیر میگردد.
اعصاب خاجی ودنبالچه ای:
اولین زوج ازاعصاب خاجی،چنانکه گویند،بااعصاب دنده های کمری می آمیزد وبقیه زوج عصب های خاجی وعصب های منفردی که ازکناره دنبالچه پدیدآمده انددرماهیچه های مقعد،ذکر،مثانه،زهدان ودرغشای شکم وبخش های روبداخل ماهیچه های استخوان زهار ودرماهیچه های استخوان خاجی منتشر میگردند.











----

درود خداوند به روح مقدس شیخ الرئیس ابوعلی سینا و پدرم استاد حکیم خیرالله کریمیان

سلامتی تاج زرینی است بر سر افراد سالم که فقط بیماران قادر به دیدن آن می باشند.

علی کریمیان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها