عطاری بهار

طب سنتی - گیاهان دارویی



تعریف شریانها:منشاء رگهای ضربان دار که بنام شریان موسومند حفره طرف چپ قلب است نه حفره طرف راست،زیرا حفره راست قلب ازحفره طرف چپ آن به کبد نزدیکتراست وبه سبب همین نزدیکی به کبد است که دریافت وحمل غذا به قلب وبه کاربردن آن غذا برعهده آن است.
عطاری بهار
تمام شریان ها باستثناء یکی ازآنها دارای دولایه نازکند،لایه ای که بمثابه آستر دیوارشریان است سخت ترازلایه روئی است،چه همین آستراست که باحرکت وجهش سرشار ازنیروی گوهرروان سروکارداردوبرای نگهداری گوهرروان وتامین پناه امن ودورازگزند برای آن،سختی بایسته است.
عطاری بهار

شریان وریدی:ازحفره طرف چپ قلب دوشریان بیرون می آیند،شریان وریدی یکی ازاین دوشریان است که به ریه ها میرود ودرآنها پراکنده میشود ودوعمل برعهده دارد.
نخست استنشاق هوا(تبادلات گازی درریه ها) ودوم آوردن خون از طرف قلب به شش تا غذای این عضو رابدهد،چه غذائی که باید به شش برسد ازقلب می گذرد وقلب آنرا به شش می دهد،رستنگاه این نوع شریان ازنازک ترین بخش های قلب است،یعنی درجائی است که وریدها ازآنجا به سوی قلب راه دارند،این شریان برخلاف های شریان های دیگردارای یک لایه است وباین جهت آنراشریان وریدی نامیده اند.
شریان مذکور ازآن روی ازیک لایه آفرینش یافته است که :
اولا نرم ترونرمش پذیرتر وبرای بازو بسته شدن آماده تر باشد.
دوما خون لطیف بخاری راکه باگوهر شش هم مزاج است درقلب به پختگی کامل نزدیک شده است وقلب آنرابوسیله همین شریان به شش میفرستد،وقتی به شش رسید آسان تر وبهترازشریان های غذارسان نراوش نماید،خونی که قلب به شش می فرستد باخونی که درورید اجوف جریان دارد همانند نیست ونیازبه پختگی کامل دارد(ورید اجوف را بعدا شرح خواهیم داد)بویژه که محل این ورید به قلب نزدیک است ونیروی گرم وپزنده قلب به آسانی به آن می رسد.
سوما اینکه اندامی که این شریان درآن می جهد وباآن درتماس است،اندامی است کم مقاومت واین خطروجودنداردکه سختی آن درشریان اثربگذاردوآسیبی برساند،بنابراین شریان مزبورمانند شریان هائی که بااندامهای دیگربجزشش تماس دارندنیازی به سختی جسم وسفتی زیاد ندارد.
هرچند "ورید شریانی" که بعدا ذکرخواهیم کرد به لحاظ مجاورت باشش حالتی مشابه "شریان وریدی"دارد،لیکن این رگ (ورید شریانی)بابخش عقبی شش که درطرف پشت قرارداردمجاورت می یابد.
چهارم اینکه"شریان وریدی"برخلاف "ورید شریانی"دربخش چلوی شش پراکنده میشود وبخش ها واجزائی ازآن درشش فرومیروند.
بطورکلی اگرنیاز این شریان رابه محکم بودن واحتیاج شریان دیگررابه نرمش وسلاست که بازوبسته شدن وتراوش مواد تراویدنی رابرآن سهل می سازدمقایسه کنیم در می یابیم که نیاز آن به نرمش پذیری بیشترازغلظت واستحکام است.
شریان اورتی(آئورتی):دومین شریان وبزرگترازاولی است وارسطاطالیس آنرااورتی(آئورت)نام نهاده است.
ازشریان اورتی بعدازخروج ازقلب دوشاخه جدا میشود.شاخه بزرگترقلب رادورمی زند ودراجزای قلب پراکنده میشود،شاخه دوم که کوچکتراست قلب رادورمی زند ودرحفره طرف راست قلب متفرق می گردد،تنه باقی مانده اورتی بعدازجداشدن ازقلب به دورگ تقسیم می گردد،رگ بزرگتربطرف پائین امتدادمی یابد ورگ کوچکتر بطرف بالاحرکت میکند.
عطاری بهار
علت اینکه شاخه پائین روبزرگتروقطورترازشاخه بالارواست این است که این شاخه بااندامهائی سروکارداردکه هم تعداد آنها زیادتروهم اندازه شان بزرگتراست،اندامهائی که درپائین قلب قراردارند بیشتر وحجیم ترازاندامهای بالاترازقلب می باشند.
شریان آورتی بوسیله سه غشاءسفت ازداخل بخارج دربرگرفته میشود.
این غشاءها سه تا هستندنه یکی یادوویاسه ویا چهارتا ویا بیشتر،چه اگرتعداد غشاء یکی یا دوتا بود بهره وعملی که مترتب بروجودغشاهاست حاصل نمی شدمگراینکه جرم این غشاءویااین دوغشاءبزرگترخلق می شد تا جنبش برآنها دشوارنگردد،واگرغشاء چهارتا بودند می بایست بسیار کوچک باشند ودراینصورت ازبهره رسانی باز می ماندندچه اگرجرم واندازه آنها بزرگترمی بود معبرداخل رگ تنگ می گشت.
لیکن شریان وریدی درجهت داخل فقط دوغشاء دارد،زیرااین شریان درجایگاه خودمانند شریان اورتی نیاز چندانی به استحکام زیادنداردبلکه برای تسهیل دررسانیدن خون به شش وبیرون راندن بخاردخانی ازقلب به نرمش زیاد نیازمنداست.
شریان بالارو:بخشی از آورتی(آئورت) که بالاروست به دوشعبه تقسیم میشود:
یکی ازاین دوشعبه که بزرگتراست بطرف لثه(بسوی بالا)می رود وبعدازآن بطورمورب بطرف راست می رود تا به گوشت شل وسست می رسد ودرآنجا به سه قسمت می گردد.
دوقسمت ازآنراشریان سبات می نامند.
یکی از ازین دوشریان سبات ازطرف راست ودیگری ازطرف چپ،همراه دورگ وداج داخلی(که بعداشرح داده خواهد شد)بالا می روند ودرعمل انقسام باوداج ها شرکت می جویند(که بعداشرح داده خواهد شد).
قسمت سوم درسینه ودنده های واقعی اولی ومهره های ششگانه بخش فوقانی گردن ودراطراف استخوان چنبری پراکنده میشود تا به سرکتف می رسد وازسرکتف نیز می گذرد وبه دودست سرازیر میگردد.
عطاری بهار
شعبه کوچکتر وبالاروازدوشعبه اورتی بطرف زیربغل روان میشود ومانند قسمت سوم شعبه بزرگتر تقسیم می گردد.
دوشریان سبات:
هریک ازدوشریان سباتی وقتی درمسیر خود،به گردن می رسندبه دوبخش عقبی وجلوئی تقسیم میشوند.
بخش جلوئی(سبات خارجی)نیز به دوقسمت تقسیم می گرددکه قسمتی به عمق می گراید وبه سوی زبان وماهیچه های اندرونی آرواره زیرین می آید وبخش دیگری درسطح پراکنده میشود وبه سوی جلوئی گوش ها می آید وبه ماهیچه های دوگیجگاه می رسد وانشعابات زیادی درماهیچه گیجگاه متفرق می سازد وبعدعبور میکند وبه تارک سر می رود،دراین محل رئوس انشعابات طرف راست ورئوس انشعابات طرف چپ بهم می رسند.
بخش عقبی ازدوبخش هریک ازشریان های سبات نیز به دوشعبه تقسیم می گردد.بیشترین انشعابات شعبه کوچکتر بطرف تن می رود ودرماهیچه های گرداگرد مفصل سرپراکنده میگردد وبخش کمتراین شعبه که باقی مانده است بطرف قاعده عقبی مغز میرود وازسوراخ بزرگی که درنزدیک درزلامی است وارد میشود.
شعبه بزرگتردرجلوی همین سوراخ درمنفذ دیگری که دراستخوان حجری جای داردفرومیرود وبه شبکه ای می رسد که ازآن تنیده شده است،بطوریکه رگهای ریز باهم بصورت طبقه طبقه وچین هائی تاروپود آن شبکه را می سازند ودراین بین چیزی ازآن باقی نمی ماند وتمام این انشعابات باهم پیوسته اند وشبکه رابوجود آورده اند،این بخش ازشریان درجهت جلو وعقب وچپ وراست در شبکه توزیع شده است وبعدازاین توزیع مجددا باهم جمع میشود وجفتی ازآن بوجود می آید که غشاء راسوراخ می کند وبه سوی مغزبالا می رود،درمغز غشای نازکی ازآن بوجود می آید وبعدازآن درحجم مغز متفرق میگردد وبه بطن های مغز وپوست نازک بطن های مغزوارد میشود ودرآنجا دهانه انشعاباتش به دهانه انشعابات رگهای پائین روی وریدی می رسد.
این رگ ازآن روی بالاروست ورگهای وریدی ازآن جهت پائین روی می باشند که رگهای وریدی جوی خون هستند وبرای زود به مقصد رسیدن جوی بهترین حالت آن است که سراشیب باشد،لیکن آنچه بالاروست روح راانتقال می دهد وروان خودبخودشفاف ولطیف ودرجنبش بالاگراست ونیازی بدان نداردکه دربرگیرنده اش به سوی پائین خم شود تابیرون ریزد،واگر آن دیگری نیز مانند رگهای وریدی دهانه روبه پائین داشت خونی که درآن است بیش از اندازه لازم ریزش می کرد وحرکت روحی که دران است بادشواری روبرو می شد،زیرا حرکت روح به سوی بالا آسانتر ازحرکتش به سوی پائین است،ازآنجا که روح بوسیله لطافت وجنبشی که دارد میتواند مغزراگرمی بخشد ونیازمندی آن رابرآورد،برای پذیرش آن،شبکه ای درزیر مغزگسترده شده است که خون شریانی وروان که درشریان است درشبکه توزیع گردد وبعدازپخته شدن بامغز هم مزاج شود وآنگاه ازراه شبکه که دربین استخوان وغشاءسفت قرارداردبطورتدریجی به مغزانتقال یابد.
شریان پائین رو:بخشی از شریان که پائین رونامیده میشود درمرحله اول بطور مستقیم عبور می کند تابه بالای مهره پنجم برسد،مهره پنجم دربرابر راس قلب دارد،شریان دراین محل به توثه تکیه می کند وبوسیله این تکیه گاه تقویت می یابد،توثه درفاصله بین شریان واستخوان پشت ومری جای گرفته است،وقتی شریان به آنجا رسید،به جانب راست قلب می رود وازقلب نمی گذرد وسرانجام وقتی به حجاب حاجز می رسد بوسیله غشاهائی که باو پیوسته اند نگهداری میشود تا قلب رادرتنگنا قرارندهد.
شریان مزبور بعدازمهره پنجم راه سرازیری راشروع می کند ودرامتدادپشت پائین می آید تا به استخوان خاجی برسد.
وقتی شریان درمسیر خود به مقابل سینه می رسد،انشعاباتی ازخود جدا می سازد که متفرعات ریز وباریک آنها درآوند شش که درسینه قرارداردپراکنده می گرددورئوس این متفرعات به قصبه الریه وارد میشود.
شریان دراین مسیر سرازیری همینکه به میانه طول دنده ها ونخاع می رسد دربرابر هرمهره شاخه ای ازخودجدامیکند.
بعدازعبورازسینه دوشاخه دیگرازآن جدامیشود که به حجاب می آیند ودردوطرف راست وچپ آن پراکنده میشوند،سپس شریان دیگری ازآن جدا میشود که انشعابات آن در معده وکبد وطحال توزیع می گردند وشعبه ای ازآن ازراه کبد به مثانه می رسد،ازشریان،شاخه دیگری نیزبعدازآن جدامیشود که درشبکه جوی های پیرامون روده های باریک وقولون قرارمیگیرد.
سه شریان دیگرنیز بعدازآن ازشریان اصلی انشعاب می یابند،کوچکترین آنها ویژه کلیه چپ است که درقشرهای کلیه ودراجسام پیرامون آن منتشر میشود وبه آنها زندگی می بخشد،دوشریان دیگر ازاین سه شریان که بمقدار زیاد خون ناصافی راازمعده وروده ها می کشند به دوکلیه وارد میشوند وخونابه لازم رابه دوکلیه میرساند.
سرانجام دوشریان دیگر ازتنه اصلی شریان جدا میشود که به سوی دوبیضه راهی می گردند،شریانی که به بیضه چپ می رود همواره باجزئی ازآنچه که به کلیه چپ وارد میگرددهمراه است وشاید هم ممکن است که آنچه باشریان به بیضه چپ می آید فقط ازکلیه چپ منشاء گرفته باشد،شریانی که به بیضه راست وارد میشود همواره ازشریان اصلی سرچشمه می گیرد وبندرت اتفاق می افتد که جزئی ازآنچه به کلیه راست می رود بااوباشد.
ازآن به بعد انشعابات متعددی ازشریان بزرگ جدامیشوندودرجوی رگهای پیرامون روده مستقیم پراکنده میگردند وشعبه هائی نیزدرنخاع متفرق میشوند ودرسوراخ مهره ها فرو می روند وبه رگه هائی که به سوی هردوتهیگاه آمده اند وارد میگردند،شاخه هائی نیز ازاین شریان به بیضه ها میرود وازجمله آنها جفتی است که بطرف جلو می رود واین جفت غیرازآن است که درمردوزن وجوددارد وباوریدها می آمیزد وبعدا آنراذکر خواهیم کرد.
وقتی شریان بزرگ به آخرین مهره می رسد باوریدی که همراه دارد وبعدا ذکرخواهد شد،اضلاع دولایه یک شکل لاندا را می سازد،بخشی ازآن به سمت راست وبخشی بطرف چپ می رود وهریک ازاین دوبخش به استخوان خاجی سوارمیشودوبطرف ران رهسپارمیگردد وپیش ازآنکه به ران برسند هریک ازآنها انشعاباتی بطرف مثانه وناف می فرستد وهردودرناف بهم می رسند،این وضع رامیتوان درچنین بوضوح مشاهده کرد،لیکن درموجود تکامل یافته سرهردورگ خشک شده است وریشه آنها باقی مانده است،ازاین دوبخش  انشعاباتی نیز به ماهیچه های استخوان خاجی گسیل شده اند وبخشی که به مثانه می آید درآن به دوقسمت میشود،بخشی به طرف ذکر می رود وآن بخش دیگرکه بصورت زوجی کوچک است به زهدان زن تعلق دارد.
لیکن بخش اصلی دولایه که بشکل لاندااست به سوی پاسرازیر میشود ودرداخل ران به دوشعبه بزرگ تقسیم می گردد،شعبه ای ازآن بطرف خارج بدن وشعبه دیگربطرف داخل است،شعبه خارجی رانیزگرایشی به سوی داخل هست،این شعبه خارجی انشعاباتی رادرماهیچه های ران وارد می کند وبعدسرازیر میگردد وبازانشعاباتی بزرگ ازآن جدامیشود که بطرف جلو می آید ودربین انگشت شهادت وانگشت شست پا قرارمی گیرد،بقیه شریان دربزرگترین قسمت های پا مانند آستری پنهان میشود وبه زیر انشعابات وریدی که ذکرشان خواهد آمد می خزد ونفوذ می کند.
بسیاری ازرگ های ضربان دار باوریدها همراه وسازگارند وعبارتند از:
1-دورگ ضربان دار که درتن جنین است وازکبد به ناف آمده است.
2-انشعابات ضربان دار وریدی.
3-رگ ضربان داری که به مهره پنجم رسیده است.
4-رگ ضربان داری که بطرف گریبان بالارفته است.
5-رگی که به زیربغل می رسد.
6-هردورگ سباتی که در شبکه عروقی رحم پراکنده میشوند.
7-رگی که به حجاب حاجز می آید.
8-رگی که به انشعاباتی به کتف وارد میشود.
9-رگ هائی که به معده وکبد وطحال وروده ها می رسند.
10-رگی که از نردبان شکم(مراق) پائین می آید.
11-رگ هائی که فقط دراستخوان خاجی جایگیرند.
اگر شریان با ماهیچه هائی همراه باشد که وریدی برپشت آنها قرارداردشریان برروی ورید سوارمیشود،چه یک جسم بی ارزش جسم باارزش رابرخودسوار میکند وآنراحمل می کند،لیکن دراندام های نمایان،شریان به زیر ورید میخزد،زیراورید دراین وضع باید سپری جهت نگهداری شریان گردد وآنرابپوشاند وازآسیب مصون دارد،همراه بودن شریان ها باوریدها به دومنظوراست ،نخست آنکه وریدها بوسیله غشاءهای پوششی باشریان ها بپیوندد وازاندام هائی که درمیان شریان وورید قرارگرفته اند استفاده کنند،دوم اینکه هریک ازشریان وریدی ازیکدیگر بهره مند گرددند،این رابایدبدانی.






درود خداوند به روح مقدس شیخ الرئیس ابوعلی سینا و پدرم استاد حکیم خیرالله کریمیان

سلامتی تاج زرینی است بر سر افراد سالم که فقط بیماران قادر به دیدن آن می باشند.

علی کریمیان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها