عطاری بهار

طب سنتی - گیاهان دارویی

تشریح کبد
کبداندامی است که میتوان آنراکارخانه خون سازی وپالایشگاه خون وتوزیع کننده مشتقات ومتعلقات حاصله ازخون نامید.
ماساریقا(روده بند)گوهرغذایی رابه نوعی ازخون تبدیل می نمایدوآن راازراه وریدباب تحویل کبد میدهد.
کبدبعدازتحویل گرفتن آن میخواهد ازآن تغذیه کندونیروگیرد؛آن راهمرنگ خود میسازد.کبدگوشت است ورنگش سرخ است واگردقت کنی به خونی لخته شده می ماند؛که خون نیز درآنجا سرخرنگ وهمرنگ کبد میشود.
عطاری بهار 
درکبدلیف عصب وجودندارد.     
ازرگها هرآنچه که درکبدآمدوشددارندعبارتنداز:رگهای مادرکه آنهانیزبه نوبه خودپرزهای لیف ماننده ای راازخودجداساخته ودرکبدپراکنده کرده اند.کبد بواسطه شعبه رگهای باب-که آنهاراماساریقا نامندواصل آنهاازقسمت گودشده (مقعر)کبدروئیده است-ماده غذایی راازمعده وروده هامی مکد؛وگوهرغذائی مکیده را درخود می پزدوبه پختگی کامل میرساند؛پخته شده رامی پالایدکه به چهارقسمت میشود.
1-خون صاف وبی آلایش.
2-آب حاصل ازپالایش خون.
3-کف خون که به رنگ زرد(صفرائی)است.
4-دردی وته نشین که همان ماده سودائی است.
برکبداست که بعدازپخته گردانیدن وپالائیدن؛مشتقات خون حاصله ازپالایشگاه راتوزیع وتقسیم کند.کبدبرای انجام این توزیع وتقسیم؛لوله های آماده کاردراختیاردارد.
1-قسمت صاف وبی آلایش خون راازراه رگ توخالی-که از قسمت کوژی کبدسربرآورده است.به سوی بدن روانه میسازد.
2-قسمت آب ماننده-که از عمل پالایش به دست آمده است-ازراه یکی ازشعبه رگهای روئیده از کوژی کبد به سوی دوکلیه کسیل میشود.
3-کف زردرنگ خون(ماده صفرائی)راازراه یکی ازشعبات رگی که از گودی کبدروئیده است به کیسه زهره میفرستد.
4-ماده دردی شده راکه سودائی است,ازراه یکی از شعب همین رگ که برباب قرارگرفته واز گودی کبد منشاءدارد,راهی طحال می نماید.
گفتیم رگی ازسطح کوژکبدورگ دیگر از سطح گودشده کبد روئیده است.سوالی پیش می آید:کوژی وگودی چرا؟
-سابقا بحث کردیم که کبدبر معده سواراست وآنجا که کبدبرآن سوار شده کوژترین جای درسطح معده است.آن قسمت ازکبدکه براین کوژی سواراست بایدگودباشد.تا به خوبی ومنتظم برکوژی معده استقراریابد.گودشدگی ازاین جهت است.
کوژی چرا؟زیرا:
1-کبدازبالا در همسایگی حجاب قراردارد.آنطرف از کبدکه درست نزدیک حجاب است کوژشده است تاراه حرکت برحجاب راتنگ مکندوحجاب برای حرکت جولانگاه کافی داشته باشد.
2-دراین کوژشدگی منظوردیگری هست وآن اینکه:بدون آنکه کبدجای حرکت حجاب راتنگ کرده باشدازجائی که درآن کوژشده چنان تماس نزدیکی باحجاب برقرارکرده است که گوئی بهم پیوسته اند.آنجا همان نزدیکی رگ بزرگ است؛که آن رگ بزرگ ازکبد منشاءدارد.
3-دنده هائی هستند که به سوی کبدخمیده وکبدرادربرگرفته اند.خمیده ها جرم کوژشده رابهترازغیر کوژدربرمی گیرند ودربرگرفتگی منتظم ترصورت پذیر خواهدبود.
کبددر پرده نازک غشائی پیچیده شده وآن غشاءکه آن راپوشیده پی آلوداست؛عصبی ریزازآن غشا به وجودآمده وبداخل کبدنفوذ کرده ونوعی حساسیت باخودآورده است که آن رابه قسمت گودی کبدبرساند.علاوه برحساسیت بخشیدن به گودی کبدآنراباسایراحشاءپیوند می دهد.
رگ جهنده کوچکی هست که به کبددر می آیدودرآنجت پرزه هایی از خودمی پراکندکه چندکارانجام می دهد.
1-به وسیله این پرزه رگها-که از آن رگ جهنده کوچک منشعب شده اند-روان به کبدمنتقل می شود.
2-حرارت غریزی روان رادرکبد نگه داری میکند.
3-حرارت غریزی روان رادرکبد بوسیله نبض تعدیل می نماید.
چرااین رگ ریز جهنده تا قسمت گودی وته کبد نفوذکرده است؟
زیرابرای تعدیل حرارت غریزی طرف کوژکبد نیازی به آن ندارد.طرف کوژکبد از حجاب حاجز-که همسایه دیواربه دیواراست-حرارت خودرا تعدیل می بخشد.حجاب به مثانه بادبزنی برای این قسمت کوژکبداست.
درکبد فراخنایی خلق نشده است.هرآنچه دراواست عبارت ازشعبه های جداگانه ای است وپراکنده که همه باهم بر کیلوس واردآیندوآنرابه تندی دربرگیرندوکیلوسهای ازهم جدارابه سرعت بیشتر وبطور کامل تحت تاثیر گذارند ومورداستفاده قراردهند.
رگهایی درهمسایگی کبدقرارداردکه پرده نازک پوششی آنها ازپرده پوشش کبد نازکتر است تا ماده گوشتین بتواند مستقیما با کیلوس غذایی درتماس باشدوتاثیر بیشتربرکیلوس گذارد.
پرده پوشش کبد یا پرده پوشش روده ها ومعده پیوستگی دارد.همین پرده پوشش کبدبوسیله یک زردپی ستبروکلفت وبسیارمحکم به حجاب مربوط شده.زردپیهایی ریزوباریک زیاد نیز پوشش کبدرابادنده های عقبی پیوندداده اند.اماارتباط وپیوندکبد باقلب بوسیله رگی است که آنراشناختی!ازقلب سربرآورده وبه کبدرسیده وازکبدبرآمده وبه قلب سر میزند.یعنی پیوستگی دوچندان است.
همچنین رگ پیونددهنده قلب با کبد وکبد باقلب بوسیله پرده پوششی ستبر؛که بر قسمت بالایی کبد قرارداردوهردوطرف آن پرده ستبر در داخل نازک ونرم است.پوشیده شده است.زیراازداخل با اعضای نازک درتماس است وبایدجای نگرانی نباشدواندام نازک راازستبری وسفتی آن آسیب نبیند.
کبدانسان به نسبت حجم کالبد؛ازهرحیوان دیگری بزرگتراست.گفته اند:هرجانداری که پرخورترباشدوقلبش ناتوانترباشد؛کبدش بزرگتراست.
عصبی باریک هست که کبدومعده رابهم پیوندداده لیکن کبدومعده ازآن بهره برداری نمیکنند.زیراباریک است.مگردرحالتی که ورم کبدرخ دهد.
رگهای مادرکه ازکبدروئیده عبارتندازدورگ رئیسی؛یکی ازآن دوازجانب گودشده کبدروئیده ومهمترین کارش جلب غذا برای کبد است واین رگ غذارسان رادرگاه باب مینامند.دومی از سطح کوژشده کبدرسته است وکارش غذاازکبددریافت کردن وبه اندامان دیگر رساندن است.وآن راورید کاوک میگویند.
کبد زائده هایی داردکه برسطح معده پراکنده اندوبوسیله آنها معده رادربرگرفته است.توگوئی بوسیله انگشتان ؛خودرا به معده چسبانده است که نلغزد.
بزرگترین زایده ای که ازکبدجداشده یکی است که کیسه زهره برآن سواراست وزایده دیگری ازآن به سوی پایین روی آورده است.
زایده های کبد مجموعا چهاریا پنج است.بدان!که دراکثر مردم کبددرپناه دنده های عقب خزیده ودنده های عقب آن راشدیدادربرگرفته اند.اماگفتیم دراکثر مردم.منظوراین است که هرکسی چنین نیست وکبد همه کس شامل این قاعده  نمیشود.





درود خداوند به روح مقدس شیخ الرئیس ابوعلی سینا و پدرم استاد حکیم خیرالله کریمیان

سلامتی تاج زرینی است بر سر افراد سالم که فقط بیماران قادر به دیدن آن می باشند.

علی کریمیان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها