عطاری بهار

طب سنتی - گیاهان دارویی

عطاری بهار
دفاع ازطب سنتی
مقدمه:دراوایل قرن حاضر،وقتی ما باتمدن غربی مواجه شدیم غالبایکباره از گذشته خودبریدیم وبااستقبال ازاین تمدن،با خوشبینی بسیار به انتظار آینده نشستیم،نورتندی که ازافق غرب به چشمان ما می تابید همه چیزراتحت الشاع خودقرارمی داد،حالت ما درآن دوران شبیه حالت میزبانی بود که پیش میهمانی قراراست به خانه اوبیاید احساس حقارت میکند،چنین میزبانی سعی میکند پیش ازآمدن میهمان،حتی المقدورظاهرخانه خودرانوکند ومی کوشد تاهرچیزقدیمی وکهنه را بدوراندازدواگردورانداختن آن ممکن نباشد لااقل آنرابه رنگ نودرآورد تاپیش میهمان مشکل پسند خجالت نکشد،آری مانیزچنین کردیم.
باعجله هرچیزقدیمی راکه ازپدران خودبه میراث برده بودیم ازخانه بیرون ریختیم وسعی کردیم تاچیزی که به سلیقه میهمان ماخوش نیاید درخانه باقی نماند.
اکنون که چنددهسال ازآن هنگامه تاراج سنتها ومیراثها گذشته است وفهمیده ایم آن میهمانی که درانتظارش بوده ایم،آن قدرها هم که فکر می کرده ایم مودب وخوش خلق ونجیب وسالم نبوده ونیست وخودبه فسادهای گوناگون مبتلاست،شاید وقت آن رسیده باشد که بیندیشیم چه باید بکنیم وچه نباید نکنیم،شاید هنگام آن باشد که بازمانده آن میراث کهن را قدربدانیم،مادرعرض چنددهسال،میراث هزارساله خودراآتش زدیم،علم وهنروآداب وسنن خودراکنارگذاشتیم وسعادت رادرآن دانستیم که غربی شویم.
ازجمله یادگاری های عزیزی که درخانه داشتیم وبدورانداختیم یکی هم سنت ارزشمند "طب سنتی" بودکه چون با طب جدید غربی مشابه نبود خواروبی مقدارشد.هنوز بسیارند کسانی که با شنیدن نام "طب سنتی" تصورمیکنند سخن ازخرافات باطل پیرزنان است،وهنوزبسیارند کسانیکه هرعقیده ای رابه صرف غربی نبودن باطل می دانند.
این مقاله کوششی است درراه سنجش پایه ومایه "طب سنتی"،که درآن برخی ازجنبه های این سنت طبی مورد نقد وبررسی قرارگرفته وسعی شده است تا ارزیابی این طب براساس معیاری غیرازغربی بودن وغربی نبودن صورت گیرد .
اگراین مقاله مقدمه ای جهت شناخت تحلیلی بعضی ازمسائل مربوط به "طب سنتی" محسوب شود،نویسنده نتیجه مطلوب خودراازنوشتن آن دریافت کرده است.
دفاع از طب سنتی:
ما میخواهیم از"طب سنتی"دفاع کنیم،بهتراست درهمین نخستین قدم بیان کنیم که می خواهیم چه چیزراثابت کنیم،آیا می خواهیم ثابت کنیم که درکارپزشکی ما رابه چه چیزی غیراز"طب سنتی" احتیاج است؟آیا می خواهیم ثابت کنیم که طب جدید باید یکسره منسوخ ومعدوم شود و"طب سنتی" به جای آن بنشیند؟آیا میخواهیم بگوئیم همه آنچه درطب جدید است نامعقول ونامقبول وهمه آنچه به عنوان "طب سنتی" برخودداردپسندیده ومعقول است؟نه،غرض مااثبات هیچ یک ازاین دعاوی نیست،ماتنها می خواهیم بگوئیم "طب سنتی" رانباید بدورانداخت،ما میخواهیم به مخالفان "طب سنتی" بگوئیم بجای سخن گفتن ازکارهائی که از"طب سنتی" ساخته نیست،بیائید ازانچه ازآن ساخته است سخن بگوئیم.بیائید ارزش ها وجنبه های مثبت این طب رابازشناسیم وآنرا درکناردستاوردهای مفید طب جدید بکارگیریم.
سخن ما این نیست که طب جدید رایکسره رها کنید که چنین کاری نه ممکن است ونه معقول،بلکه غرض ما ایجادنوعی همزیستی مسالمت آمیز میان این دوشیوه طبی است،ما می گوئیم بیائید با"طب سنتی"،طب جدید راتعدیل کنیم وباطب جدید،"طب سنتی" راتکمیل.
پس همه کسانیکه می خواهند باذکرناتوانیهای "طب سنتی" برما اعتراض کنند،بدانند که چنین ایرادی برماوارد نیست،چراکه ما خودهرگزمدعی نیستیم که هرکاری ازعهده "طب سنتی" ساخته است،مافقط می گوئیم باید توانائیهای "طب سنتی" راشناخت وبکاربست،سخن این است که باشناختن وشناساندن "طب سنتی" میتوان بسیارازگره هائی راکه هم اکنون به دندان طب جدید باز میشود بادست بازکرد،هرچند بازهم گره هائی باقی خواهدماند که گشودن آنها جزبادندان میسر نخواهد شد.
 علم جدید وطب سنتی:
شاید مهمترین اعتراضی که مخالفان"طب سنتی"،ازلحاظ نظری،بر این طب وارد میکنند،این است که می گویند"طب سنتی علمی نیست"ومنظورآنان این است که درطب سنتی مبانی ومعانیی وجودداردکه درک آنها مطابق روشهای علم جدید غربی ممکن نیست وبه همین دلیل باید ازاین شیوه طبی دست شست وآنر رهاکردتا درانبار تاریک تاریخ خاک خورده شود.
لازم است این سخن رامختصرابررسی کنیم،نخست می پرسیم ازکجامعلوم است که شناخت هستی ودرک انحاء گوناگون عملکرد اجزاءآن،جزباروش علم جدید غربی امکان نداشته باشد؟کسانیکه درمبانی علم جدیداندک تاملی کرده باشند می دانند که این علم نه تنها،نوع خاصی ازنگرش به هستی وبه طبیعت است،به عبارت دیگرعلم جدیدانتخاب نظرگاه خاصی است برای چشم انداختن به هستی،وبدیهی است که هرنظرگاه،درعین حال که چشم اندازخاصی رادربرابر چشم قرارمی دهد،چشم اندازدیگری راازنظر پنهان می کند.
تنها کسانی میتوانند ادعا کنند که هرانچه درقالب علم جدید نگنجد بیهوده وباطل است که ازاین علم بی خبرباشند والاهمه محصلان ومعلمان علوم می دانند که درهیچ کجای این علم،بحثی ازاین نیست که شناخت هستی وخواص وخصوصیات آن،جزازطریق شیوه های خاص این علم ممکن نیست.
اکنون درمغرب زمین که خودمهد علم جدیداست دروجود حقایقی که درک آنها باشیوه های علم جدیدمیسرنیست،ویا لااقل تاکنون میسر نشده،تردیدی باقی نمانده است،ومخصوصا "انسان"موجودی است که روزبه روز عنوان "ناشناخته"براوبیشترصدق می کند وجلوه های جسمی وروحی معما گونه تازه ای ازاوبه ظهور می رسد،وفراموش نکنیم که طب نیز ازآنجا که موضوع آن بدن"انسان"است وبه نحوی باهمین"موجود ناشناخته"سروکاردارد،ازجنبه های "شناخته نشده"تهی نیست.
اما درباب این اعتراض که "طب سنتی علمی نیست"به گونه ای دیگر نیزمیتوان سخن گفت،کسانیکه چنین عقیده ای دارند می گویند دردوران جدید،معلوم شده است که درطبیعیات،آنچه قدما درباب عناصر اربعه "خاک-آب-هوا وآتش"وحرکات طبیعی وقسری آنها می گفته اند یکسره نادرست بوده است ودرباب طبیعیات حقیقت همان است که فیزیکدانان جدیدبرپایه دستاوردهای نوین گالیله ونیوتون ،معلوم ساخته اند،آنگاه ازاین بیان چنین نتیجه گیری میکنند که همانگونه که فیزیک قدیم درمقایسه بافیزیک جدیدنادرست وبی اعتباراست،طب قدیم نیزلابددرمقایسه باطب جدید چنین است،وباید همه کتابهای "طب سنتی" رادرآتش افکند وسوزاند.
به فرض اینکه چنین حکمی درباره فیزیک قدیم وفیزیک جدید صادق باشد باید پرسید که آیا چنین مقایسه ای صحیح است؟آیا میتوان تفاوت طب قدیم وطب جدید راهمانند تفاوت فیزیک قدیم وجدیددانست؟نکته ای که دراینجا باید دقیقا مورد توجه قرارگیرد این است که غرض از طب چیست؟آیا نه این است که غرض ازطب "حفظ سلامت ورفع بیماری"است،اگرطب رامجموعه تدابیری بدانیم که برای وصول بدین غرض بکارگرفته میشود،درآن صورت باید بگوئیم ملاک معتبربودن یانبودن یک نظام طبی تنها این است که آیا چنین غرضی ازآن حاصل میشود یانه؟منظوراین است که درطب،برخلاف طبیعیات قدیم،که غرض ازآن شناخت قوای طبیعی وکیفیت تاثیر وتاثراشیاءطبیعی ازیکدیگر است،تنها نتیجه بخش بودن تدابیروفایده عملی آنهاست که مورد نظر است،یعنی آنچه اولا وبالذات ارزش یک سنت طبی رامعین میکند نتیجه بخشی عملی آنست وشناخت علمی کیفیت تاثیرداروها ویاشناخت علمی اندامها درحال سلامت ومرض،چیزی نیست که خود اصالتا مطلوب طبیعت ومنظور نظراوباشد،بلکه چنین شناختی ازآن جهت ضرورت واهمیت پیدا میکند که میتواند مقدمه رسیدن به نتیجه عملی مطلوب باشد.
 عطاری بهار
بنابراین اگرما بایک سنت طبی سروکارداشته باشیم که بتواند بیماریها راباتجویز دارو ویابرخی تدابیر دیگردرمان کند،ولی درعین حال کیفیت دقیق علمی نحوه حصول این درمان برما معلوم نباشد،این جهل وناآگاهی ما،ازارزش آن سنت طبی نمی کاهد.
زیراغرضی که از طب منظورنظراست حاصل آمده که همان معالجه بیماری است،وبرعکس اگرطبی باشد که مثلا به شیوه های علم جدید خاصیت وتاثیر موادمختلف راولو باتحلیلهای ریاضی بیان کند ومراحل بیماری ودرمان رادقیقا وموبه موبه صورت نظری تقریر نماید،امادرعمل ازمعالجه بیمارعاجزباشد،آن شیوه طبی،معتبرمحسوب نمیشود،خلاصه اینکه درطب باید به نوعی "پراگماتیسم"قائل بود وملاک اعتباررادرعمل جستجوکردنه درنظر،شاید بی مناسبت نباشد حکایتی راازکتاب "فیه ما فیه"مولانا جلال الدین رومی نقل کنیم .
آنجا که می گوید:
"پادشاهی پسرخودرابه جماعتی اهل هنرسپرده بودتا اوراازعلوم نجوم ورمل وغیره آموخته بودند واستادتمام گشته،باکمال کودنی وبلادت،روزی پادشاه انگشتری درمشت گرفت،فرزند خودرا امتحان کرد که بیابگو درمشت چه دارم؟گفت:آنچه داری گردست وزردست ومجوف است.گفت:چون نشانهای راست دادی،پس حکم کن که آن چه چیزباشد،گفت:می باید که غربیل باشد،گفت:آخراین چندین نشانهای دقیق راکه عقول درآن حیران شوند دادی ازقوت تحصیل ودانش،این قدربرتو چون فوت شدکه درمشت غربیل نگنجد".
مقصود اینست که اگرعلم باشد،اما به نتیجه درست منتهی نگردد،سودی نخواهد داشت.
اگربخواهیم دراین مورد توضیح بیشتری بدهیم باید تفاوت نجوم قدیم ونجوم جدیدرامورد توجه قراردهیم،ازلحاظ نجم جدیدکه بر پایه مرکزیت خورشید وحرکت دورانی زمین بناشده نجوم قدیم که مبتنی برنظریه زمین مرکزی بوده نادرست است،امانباید تصورکرد که نجوم قدیم درعمل هیچگونه فایده ای دربرنداشته ویکسره اقاویل باطلی بوده که عملابه جایی ره نمی برده است،زیراهمین نجوم قدیم،هزاران سال کارسازبوده ونیازهای گوناگونی راازقبیل گاه شناسی وجهت یابی وتعیین وقت دقیق طلوع وغروب وپیش گوئی حوادث آسمانی ازقبیل خسوف وکسوف رابرآورده می ساخته است.
اعتماد پیشینیان به اعتبار نظام نجومیشان به اندازه ای بوده که نوشته اند درحدود 3000سال قبل از میلاددرچین دومنجم رابه جرم اینکه درپیش گوئی صحیح ودقیق ساعت خسوف وکسوف اشتباه کرده بودند اعدام کردند،واین مجازاتی است که دردنیای کنونی هرگز برای پزشکانی که بااشتباه درمعالجه بیماران باعث مرگ آنها میشونددرنظرگرفته نشده است وحال آنکه طبی که برمبنای کاراین گونه پزشکان است علمی است ونجوم آن منجمان غیرعلمی بوده است.
(همینجا این نکته قابل توجه رااضافه کنیم که درچین قدیم،مردم به طورمرتب مبلغی به طبیبان می پرداخته اند تاآنان،ایشان رابرسلامت باقی بدارند واز بیماری حفظ کنند،وقراردادشان این بوده که اگربیمارشدند پزشکان مکلف باشند ان پول رابه ایشان پس بدهند).
مرادازذکر این واقعه این است که مردم به سبب اعتمادی که به نظام نجومی خودداشته اند،خطای منجمان راآنچنان فاحش وناشی ازسهل انگاری وبی دقتی می دانستند که آنها رامستحق اعدام می شمردند.
حال ممکن است این سئوال پیش آید که چگونه ممکن است که یک نظام نجومی ازاصل غلط باشد ولی عملا به نتایج درست منتهی شود؟پاسخ این است که این غلط ودرست بودن ها دربسیاری ازموارد ناشی از تفاوت ومحدودیت نظرگاه است،چنانکه بعدها وقتی نظریه نسبیت انشتین پیش آمد ومساله نسبی بودن حرکت وبی معنی بودن حرکت مطلق مطرح شد،معلوم شد که اساسا هیچ فرقی درواقع میان"نظریه زمین مرکزی"پیشینیان و"نظریه خورشید مرکزی"کپرنیک وجودنداردومیتوان هریک ازدوجرم زمین ویا خورشید رامبداءمحورهای مختصات فرض کرد وبه نتایج صحیح رسید.
بنابراین،این مطلب که از یک نظام به ظاهر غلط،نتیجه صحیح بدست آید،درتاریخ علم سابقه دارد،تفاوت "طب سنتی" نیز باطب جدید ازیک لحاظ به همین صورت است،گیریم که ثابت شود که "طب سنتی"،از لحاظ نظری وبرپایه معیارهای طب جدید،نادرست وبی اعتباراست،اگر درعمل ازهمین طب،نتایج مطلوب بدست آید ودرددرمان شود وبیمارشفایابدآن طب معتبراست.
چنانکه نجوم قدیم هزاران سال معتبربودوهم اکنون نیز میتواند همانگونه احتیاجات رابدقت برآورده سازدوبوده اند کسانیکه که درهمین روزگارما براساس مبانی نجوم قدیم محاسبات وپیش بینی های نجومی صحیح انجام می داده اند.
این بحث علمی نبودن "طب سنتی" راباذکر این نکته به پایان میبریم که بفرض اینکه جزآنچه باعلم جدید غربی،متناسب درآید درجهان هیچ حقیقت دیگری وجودنداشته باشد وگیریم که هرچیزکه با روشهای علم جدید قابل توجیه نباشدبیهوده وباطل شد،درآن صورت گوئیم ازکجا معلوم است که "طب سنتی" علمی نباشد،ادعای علمی نبودن "طب سنتی" وقتی موجه است که این طب به محک روشهای علم جدید زده شده باشد ونادرست بودن آن برطبق معیارهای این علم مسجل گشته باشد وهمه می دانیم که چنین کاری هنوز صورت نگرفته است،یعنی هنوز چنانکه باید وشاید مواجهه دقیقی میان علم جدیدوطب قدیم برقرارنشده تا علمی نبودن طب قدیم به تحقق رسیده باشد.اتفاقا درچندمورد که صاحب نظران بعضی ازمفاهیم "طب سنتی" راباتوجه به علم جدیدمورد تفسیر وتشریح قرارداده اند معلوم شده که این مفاهیم آن اندازه هم که مخالفان "طب سنتی" تصورمی کنند بااصول علم جدید مغایرت ندارد.
وبسیاری ازخیالات مخالفان ناشی از آن است که چون درعالم "طب سنتی"نیستند زبان این طب رادرک نمی کنند وفی المثل وقتی گفته می شود:فلان غذاسرداست وفلان غذاگرم،تصورمی کنند که مقصود پائین بودن ویابالابودن درجه حرارت آن است وازاینجا به "طب سنتی"می خندند.






----

درود خداوند به روح مقدس شیخ الرئیس ابوعلی سینا و پدرم استاد حکیم خیرالله کریمیان

سلامتی تاج زرینی است بر سر افراد سالم که فقط بیماران قادر به دیدن آن می باشند.

علی کریمیان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها