عطاری بهار

طب سنتی - گیاهان دارویی

اکنون لازم است بعضی ازتفاوتهای اساسی میان "طب سنتی" و"طب جدید" رامورد توجه قراردهیم:
یکی ازتفاوتهای مهم این است که درطب جدید،درمطالعه مرض،ازابتدا به سراغ عضوی می روند که درآن بیماری،مورد آسیب قرارگرفته است،یعنی توجه دقیق خودرا نه به تمام بدن به عنوان یک کل،بلکه به یک عضو خاص معطوف می دارند وآن عضو رامورد تجزیه ودقت قرارمی دهند وسعی می کنند آثار آن بیماری رادراجزاءهرچه کوچکتر مشخص سازند واگربتوانند این پیگیری راتا حدسلول وملکول نیزادامه دهد،این شیوه که درطب جدید بکاربسته می شود یکی از جلوه های روش عمومی علم جدیداست.
بطورکلی درعلم جدید،همواره درمطالعه طبیعت،سعی می شود که دراولین قدم،یک کل راتاآنجا که ممکن است به اجزاءتقسیم کنند وشناخت کل راازشناخت اجزاءآغازکنندوخاصیت کل راازجمع بندی خاصیت اجزاءبدست آورند،ومیدانیم که مخصوصا این دکارت بود که برپایه بینش مکانیسمی خوددرصدرتاریخ جدیدغرب،اتخاذ چنین روشی را به دانشمندان توصیه کرد،درواقع اگربخواهیم این روش راازلحاظ فلسفی مورد بررسی قراردهیم باید بگوئیم فرض فلسفی نهفته درآن این است که"کل"هیچگونه حیثیتی مستقل ازاجزاء خودنداردوخاصیت آن همان جمع جبری خاصیتهای اجزاءاست.
امادرجهان بینی سنتی که هستی رامنحصر به محسوسات متکثر مستقل ازیکدیگرنمی دانند،"کل"حیثیتی داردکه آن رانمیتوان صرفاهمان جمع جبری حیثیات وخصوصیات اجزاءدانست،به عبارت دقیقتر درعلم جدیدآنچه اصل قرارمی گیردکثرت است ووحدت مشهوددرموجودات وارگانیسم ها،یک وحدت اعتباری است نه وحدت ذاتی،درحالیکه درجهان بینی سنتی دریک موجودواحد هم وحدت می تواند اصیل باشد وهم کثرت،وکل می تواند بعنوان یک کل،خاصیتی داشته باشد که درهیچ یک ازاجزاءآن نباشد.
عطاری بهار
باری،"طب سنتی"نیزبراساس چنین فلسفه ای،به طبیعت نظرمی کند،وبدن انسان راتنها مجموعه ای ازاجزاءکه فقط بایکدیگرارتباط مکانیکی داردتلقی نمیکند،بلکه دربدن به نوعی مدیریت مستقل قائل است که ازآن به"نفس"تعبیر میکند،وبه همین دلیل دربدن ازیک حقیقت واحد بنام"مزاج"سخن می گوید که درایجاد وحفظ سلامت بدن،وظیفه ای بنیادی دارد،وازلحاظ فیزیولوژیکی نیزبجای آنکه بسیاری ازاختلال ها وآسیب ها رامنحصرادراعضای جزئی بدن سراغ بگیرد،آنها رادردرجه اول معلول اختلال مزاج می دانند.
عطاری بهار
خلاصه اینکه درطب قدیم برای کل بدن شان مستقلی قائلند واختلال اجزاءراناشی ازبرهم خوردن تعادل آن حقیقت کلی می دانند،وسلامت انسان رانیزمعلول تسلط درحال سلامت آن حیثیت واحد مستقل بر بدن میدانند،ونظم حاکم براعضاءگوناگون بدن را،ازلحاظ وظیفه ای که برعهده هریک است،نیزمعلول همین امر،وکم وکیف رشد اندامها رانیزتابع همین نفس مستقل واحد می شمارند.
آنچه گفتیم،یکی از تفاوتهای اساسی این دوطب بود،فرق مهم دیگری که میان این دووجوددارد،این است که هریک ازآنها برای معالجه بیماری ازطریق خاصی استفاده میکند،"طب سنتی" اساسا براستفاده ازطبیعت استواراست وبرای تبدیل موادطبیعی(اعم از معدنی ونباتی)به دارو،غالبا دخل وتصرف زیادی درآنها بعمل نمی آورد،درحالیکه یکی ازمبانی طب جدید این است که ازداروهای شیمیائی ساختگی(سنتیتیک)استفاده می کند واین فرق مهمی است که باید درجای خود مورد بررسی دقیق قرارگیرد.
البته درطب جدید برای معالجه،ازابزارها ووسایل فیزیکی وفنی پیچیده ای نیزاستفاده می شود که استفاده ازآنها در"طب سنتی"معمول نبوده است،امااینکه استفاده از کدام یک ازاین ابزارها دقیقا اقتضای بینش خاص طب جدیداست واستفاده ازکدام یک ازآنها می تواند مشترک میان هردوطب باشد،امردقیقی است که نیازبه تحقیقی جداگانه دارد.
عطاری بهار
شاید اگرطبییان سنتی پیشین نیزباحفظ همان بینش مستقل خود،امروزوجودداشتند،برخی از این وسایل ولوزام جدیدطبی رامورد استفاده قرارمی دادند واگر کسی درزمان ابن سینا،دماسنج طبی اختراع میکرد ابن سینا  ازچنین اختراعی خوشحال می شدوازآن نیز درتشخیص میزان تب استفاده می کرد.



----

درود خداوند به روح مقدس شیخ الرئیس ابوعلی سینا و پدرم استاد حکیم خیرالله کریمیان

سلامتی تاج زرینی است بر سر افراد سالم که فقط بیماران قادر به دیدن آن می باشند.

علی کریمیان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها