عطاری بهار

طب سنتی - گیاهان دارویی

حال نوبت آنست که بپرسیم آیا احیاء "طب سنتی"ممکن است؟وآیا احیاء "طب سنتی" معقول است؟
گفتیم که "طب سنتی"مبنی برطبیعت است ودردرجه اول گیاهان وسپس موادمعدنی وحیوانی طبیعی رابعنوان دارو مورد استفاده قرارمیدهد،نخست باید بگوئیم که استفاده ازطبیعت امری است که اساسا واصولا موجه است وهیچ کس نمیتواند بطور کلی ادعا کند که طب قدیم به این دلیل که برطبیعت مبتنی است باطل است.
ازآنجا که بدن انسان یک موجودطبیعی است وباطبیعت سنخیت وسازگاری داردتاثیر موادطبیعی برآن منطقی ومعقول به نظر می رسد.
پس بنیاد "طب سنتی" امری نیست که ذاتا وبخودی خودمورد اعتراض وانکار باشد.
یعنی"طب سنتی"ذاتا امری ممکن است،امابهترین دلیل امکان هرچیز،وجود آن چیزاست،چراکه تاچیزی ممکن نباشد موجود نخواهد شد.
پس مناسب ترین شیوه برای تبین وتوجیه وجودی"طب سنتی"این است که ازموجودیت "طب سنتی"سئوال کنیم،سئوالی که بی گمان درپاسخ آن باید گفت:آری،"طب سنتی"هم وجودداشته وهم وجوددارد.
برای اثبات موجودیت "طب سنتی"راههای متعددی وجوددارد،یک راه این است که درخودطبیعت جستجو کنیم،این جستجو راباید بااین سئوال آغازکردکه"حیوانات درطبیعت خودراچگونه معالجه می کنند؟".
 بدیهی است که جانوران هنگام بیماری به سراغ خودطبیعت می روند،ومعمولا به هدایت غریزی می دانند که کدام بیماری راباکدام گیاه ودانه باید علاج کرد،ازاین لحاظ وازبسیاری جنبه های دیگرحیوانات می توانند سرمشق خوبی برای انسان باشند.
اتفاقا در"طب سنتی"نیزراه معالجه بعضی ازبیماریها وخواص برخی ازگیاهان راازحیوانات آموخته اند،پس لااقل دربین حیوانات وجوددارد.
عطاری بهار
راه دیگر،این است که درتاریخ گذشته انسان به تفحص پردازیم،وببینیم که آیادرروزگار گذشته چنین طبی وجودداشته ومفید بوده است یانه؟
تاریخ به روشنی گواه وجود"طب سنتی"است.
وقتی ازموجودبودن"طب سنتی"درتاریخ سخن می گوئیم سخن ازشهادت فلان تاریخ نویس مغرض یافلان وقایع نگارجاهل نیست که بتوان آن رامورد شک وانکارقرارداد.
دراین مورد حتی"تواتر"نیز لفظ نادرستی است،"طب سنتی"وجودداشته است،به دلیل اینکه پدران ما،که مردمی بوده اند که درمعرض بیماری نیزقرارگرفته اند،وجودداشته اند،به دلیل اینکه ماهم اکنون وجودداریم،چگونه میتوان قبول کرد که اینهمه طبیبان که تاریخ نه تنها نان معدودی ازآنهارابخاطرسپرده است درطول تاریخ باموهوماتی رنگارنگ،به دروغ مردم همه نسلها راسرگرم می کرده اند؟مگرنه این است که امروزه تصوربسیاری ازماازطبیبان سنتی چنین تصوری است؟چگونه میتوان گفت این همه حادثه ها که ازطبیبان وبیماران نقل شده،دروغ است وهمه بیمارستانها ومدرسه هائی که درآنجا طب می آموخته اند نمایشخانه ای بوده که درآن امرموهومی درطول تاریخ برصحنه می آمده است.
آیا میتوان گفت مردم همه می دانسته اند که ازاین طبیبان کاری ساخته نیست وبازهم به آنان رجوع می کرده اند،وباآنکه علم طبیبان ازرنج آنان نمی کاسته آنهمه احترام وعزت برایشان قائل بوده اند وآن شیادان را"حکیم"می نامیده اند؟
آیا میتوان گفت همه شاهان وامیران ومحتشمانی که دردستگاه خودطبیبانی داشته اند،ازآن طبیبان خیری نمی دیده اند؟اگر کسی آن اندازه دیرباوراست که تاریخ رابکلی تاریک می داند ودراین مورد رجوع به گذشته رادلیل کافی محسوب نمیکند،میتواند چشم به روشنی جغرافیا بدوزد وموجودیت "طب سنتی"رادرپهنه جهان معاصر ببیند.
خوشبختانه همه اقوام جهان مثل ما نبوده اند که به محض مواجهه باطب جدید،"طب سنتی"راباطل وبی ثمرفرض کنند،اگرما بابسیاری ازجنبه های ارزنده سنت نیاکان خود،وازآن جمله با"طب سنتی"وداع وبلکه قهرکرده ایم،هنوز هستند ملتهایی که همان جنبه ها رازنده نگاهداشته اند وتاریخ گذشته مارادرجای دیگری ازجغرافیای جهان معاصر پیش چشم ما متجلی ساخته اند.
برای ما ایرانیان،بهترین نمونه شبه قاره هند وپاکستان است.
این شبه قاره را میتوان موزه بزرگی دانست که درآن بسیاری ازدستاوردهای فرهنگ ایرانی اسلامی بطورطبیعی محفوظ مانده است،ازآن جمله "طب سنتی"ایران است.
درهند وپاکستان،اشتغال به "طب سنتی"جرم وجنایت محسوب نمیشود،بلکه به موازات طب جدید،بصورت رسمی،درزندگانی مردم دخالت وشرکت دارد،دربسیاری ازدانشگاههای معتبر،دانشکده های طب یونانی،یعنی دانشکده های "طب سنتی"،درکناردانشکده های طب جدید ومستقل ازآن ها "حکیم"تربیت میکنند.درآنجا"دواخانه"های "طب سنتی"درکنارمطب حکیمان،مارابه یادعطاریهای پررونق نیشابورمی اندازد.
البته آن نیشابوری که هنوز مورد حمله مغول قرارنگرفته بود،دراین شبه قاره وقایع وواقعیات بسیاری حکایت می کرده است،انبوه بیمارانی که همه روزه دردهلی وکراچی وهمه شهرهای بزرگ دیگرهند وپاکستان درشعبه های "موسسه همدرد"گردمی آیند،حکیمانی که دردانشکده طب یونانی دانشگاه اسلامی "علیگره"به تدریس وتحقیق ومعالجه مشغولند،بیمارستان بزرگ طب یونانی حیدرآباددکن که مریضان گوناگون راازن ومردوپیر وجوان وخرد وکلان دربخشهای مختلف خود جای داده است،آزمایشگاههای داروسازی بزرگی که درآنها پشته پشته گیاهان طبیعی رابه حب ومعجون ودواهای مختلف مبدل میسازند وبالاخره نسخه هائی که حکیمان جملگی به فارسی می نویسند،همه وهمه آیت روشنی است که مارابه آشتی باگذشته خودفرامی خواند،یابایدگفت این همه مردمی که دراین شهرهای آباد وپرجمعیت بدین عطاریهای مجاز وبیمارستانها روی می آورند ومقامات مسئولی که به این دانشکده ها وبه این حکیمان اجازه طبابت داده اند،دیوانه واحمقند ویاباید قبول کرد که مابا"طب سنتی"خود معامله خوبی نکرده ایم و"یوسفی رابه زرناسره بفروخته ایم".
این تنها طب سنتی ایرانی،یا یونانی نیست که درهند درکنارطب جدیدگره گشائی میکند،واین تنها شبه قاره هند وپاکستان نیست که همه آسیای شرقی است که "طب سنتی"خودرادربرابرقدوم طب جدید قربانی نکرده است ودراین میان طب چینی حجت خودرابرهمه تمام کرده است،حتی به کسانیکه شرط حقیقی بودن هرواقعیتی را"اروپائی بودن"آن می دانند باید گفت درخود مغرب زمین سابقه مخالفت باتسلط همه جانبه طب جدید وحفظ "طب سنتی"وبهره گیری ازتجربه های دیرینه مربوط به گیاهان داروئی،سابقه ای برابر تاریخ طب جدیدداردوکتابهائی که دراین باره به چاپ رسیده وانجمن هائی که برای حفظ واشاعه این طب بوجودآمده چندان برشماراست که ذکرآنها دراین مقال ومقاله نمی گنجد.
شگفتا که ماهرکاری راازغربیان تقلید می کنیم به جز کاری که آنها ازخودما تقلید کرده باشند.
اگر این همه قرائن وبینائی که دلیل بروجود رسمی ومثبت وموثر "طب سنتی"درجهان امروز است هنوز هم برای بعضی ازدیرباوران کافی نیست،گوئیم:بسیار خوب،ما شمارابه کشورهای دورونزدیک همسایه وبیگانه احاله نمی دهیم،باهمه بی مهری وجوری که بر"طب سنتی"رفته است هنوز هم دکانهای "عطاری های توارثی ومجاز"پرازمشتری است.
وکدام یک از ماست که تاکنون بدین داروخانه های ارزان قیمت گذاری نداشته است؟هنوزهم درگوشه وکنار،آخرین بازماندگان "طبیبان سنتی"سنت بوعلی سیناراادامه می دهند.
عجبا که ماازیک سو این همه به بوعلی سینا افتخار می کنیم وخیابان وتالارودبیرستان ودانشگاه به یاداو وبه نام او برپا می کنیم وبرسرگورش بنای باشکوه می سازیم وازسوی دیگرهرکه راکه درشفای او قانون هستی بخواند مرتجع می نامیم.
بالاخره،آخرین برهانی که دراین مختصر برمعقول بودن "طب سنتی" اقامه میکنیم،استفاده ای است که درخودطب جدیدازگیاهان به عمل می آید،چه بسیارگیاهانی که ساقه وبرگ وریشه وگل آنها به صورمختلف درلباس داروهای جدیدبرما عرضه می شود وچه بسیارداروهای ساختگی شیمیائی جدید که به تقلید ازمواد موجوددرهمین گیاهان طبیعی ساخته شده است،کاش می دانستیم که گاهی آنچه مثقال مثقال وبه بهای گران ازفرنگ وارد می کنیم همان است که خودخروارخرواربه بهای اندک فروخته ایم.
منظوراینست که آن دسته ازمتولیان طب جدید که مخالف احیاء"طب سنتی"هستند،درعین حال که رسما وعلنا بامبانی "طب سنتی"می ستیزند خوددرپاره ای موارد عملا ازهمان طب بهره می گیرند.
عطاری بهار






----

درود خداوند به روح مقدس شیخ الرئیس ابوعلی سینا و پدرم استاد حکیم خیرالله کریمیان

سلامتی تاج زرینی است بر سر افراد سالم که فقط بیماران قادر به دیدن آن می باشند.

علی کریمیان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها