عطاری بهار

طب سنتی - گیاهان دارویی

عطاری بهار

تاکنون قصد ما این بوده که ثابت کنیم "طب سنتی"طبی است ممکن ومعقول که می تواند دربخشی ازقلمروطب،کارسازوگره گشا باشد،اما بعید نیست کسی بپرسد گیریم که"طب سنتی"این چنین باشد،دیگرباوجود طب جدیدودانش نوین پزشکی چه احتیاجی به"طب سنتی"باقی می ماند؟
آیادرروزگاری که وسایل سریع السیری ازقبیل اتومبیل وهواپیما اختراع شده،این مسخره نیست که کسی همگان را تشویق به الاغ سواری کند،ودلیل وبرهان بیاورد که الاغ هم توانائی طی طریق داردومیتواند مسافری راازجایی به جایی برساند؟آری،کاملا ممکن است چنین سئوالی پیش بیایدوچنین مقایسه ای لااقل درذهن صورت گیرد.
عطاری بهار
بدنیست این مقایسه راتحلیل کنیم وبپرسیم علت چیست که دردنیای کنونی سوارشدن برالاغ واسترواسب نمیتواند جایگزین سوارشدن براتومبیل وهواپیما باشد؟حقیقت این امراین است که انسان که درگذشته ازچارپایان برای سواری درمحیط طبیعی خوداستفاده می کرد،همه چیزطبیعی بود،جمعیت ووسعت شهرها وعوامل متعدد دیگرباسرعت سیرچارپایان هماهنگی داشت واستفاده ازآنها هیچ اشکالی تولید نمیکد،امادرسه چهارقرن اخیردرعالم تحولی به ظهوررسید که محیط بیرونی انسان رادگرگون کرد.تکنولوژی جدید با ابعاد وسیع وانرژیهای عظیم آشکارشد واجتماع بشری آن حالت طبیعی خودرازدست دادوارتباطات ضرورت وفوریت بیشتر پیداکرد واتومبیل جایگزین چارپایان شد.
به عبارت روشن تر درگذشته انسان همیشه چارپایان رابرای رفع حوائجی که درمحیط بیرونی خود می داشت بکار می گرفت،ولی استفاده ازاین مرکب های کندرو دردنیای کنونی ازآن جهت امکان ندارد که آن محیط بیرونی به جبرتکنولوژی وعوامل دیگر،بامحیط بیرونی گذشته بکلی فرق پیداکرده است.
امااگربشرقدیم ازگیاهان داروئی برایحفظسلامت ورفع بیماریهای خود استفاده می کرده است درواقع بخشی از طبیعت را،یعنی آن گیاهان را،برای تاثیردربخش دیگری از طبیعت که همان بدن اومی بوده بکارمی گرفته است،اینجا دقیقا جای طرح این سئوال است که آیا باظهور تحولات علمی وصنعتی واجتماعی جدید که موجب دگرگونی محیط بیرونی بشرشده،جسم اووبدن او هم دچاردگرگونی شده است؟آیا همان تحولی که درشهرها وساختمانها وراهها به ظهوررسیده دراندام واعضاءدرون آدمی نیز ایجادشده است تا دیگرنتوان آنچه راکه بشرقدیم برای بدن خودبکارمی گرفته بکاربست؟
مسلما چنین نیست،اگردنیای بیرون ما دیگرآن محیط طبیعی گذشته نیست،بدن ماهمان جسم طبیعی است که بوده است وهمانطورکه گیاهان درگذشته براین جسم طبیعی اثرداشته اند امروزنیزاثردارند.
پس نمیتوان به صرف اینکه زمان گذشته،وزمانه دگرگون شده است بر"طب سنتی"مهرابطال زد.
درپاسخ به این مقایسه که ازجانب مخالفان "طب سنتی"ومدافعان بی قید وشرط طب جدید بعمل می آید،مقایسه دیگری می کنیم.
مامیگوئیم کاری که طب جدید بابدن آدمی می کند تا اندازه ای شبیه کاری است که تکنولوژی جدیدباطبیعت جهان می کند،اگرصرفا توجه خودرابه نتایج آنی وفردی وحتی منطقه ای تکنولوژی جدید معطوف سازیم،البته ممکن است خوشحال وخندان شویم،اماوقتی تاثیردرازمدت این تکنولوزی رابرطبیعت وبرای همه افرادبشرودرسراسر جهان درنظربگیریم آینده ای تیره وتاریک راخواهیم دید که به نابودی بشریت منتهی خواهدشد.
خوشبختانه امروزه این سخن،سخن شاعران،ادیبان وحتی فیلسوفان نیست که عالمان ومهندسان بتوانند درآن تردید کنند،این گزارش رسمی معتبرترین دانشگاههای علمی وصنعتی جهان است که ادامه جریان کنونی تکنولوژی رابه مددارقام واعداد،قطعا موجب نابودی بشرمیداند،وجه اشتراکی که مقایسه ماراصحیح می سازد این است که همانطور که تکنولوژی جدید بااستفاده ازوسایل غول آسا وانرژیهای متمرکزوشدید،طبیعت رامورد تسخیرونفوذ قرارداده است همانطور هم طب جدید بااستفاده ازداروهای شیمیائی ساختگی که تاثیرات شدید وفوری دارند اعضای بدن رامورد تاثیرقرارداده است وهمانطور که طبیعت نمیتواند تاثیرتکنولوژی جدید بشری رابه نحو مداوم وطولانی تحمل کند،بدن نیزدرمقیاس خود،نمیتواند تاثیرداروهای شیمیائی شدید راکه آزادکننده فوری انرژیهای موجوددربدن ومحرک دفعی اعضاءآدمی است تحمل نماید.
طبیعت تنها باطبیعت سازگاری کامل دارد،هرامرغیرطبیعی که به دلیل غیرطبیعی بودنش،ازلحاظی تاثیر خارق العاده وغیرمعمولی مثبتی دارد،ازلحاظ دیگرتاثیری منفی بجا خواهد گذاشت.هواپیما های سریع السیرالبته ازحیث سرعت برچارپایان کندروترجیح دارند،امااگر میزان اکسیژنی راکه این هواپیماها مصرف میکنند وآثارنامطلوبی راکه ازسرعت زیاد آنها عارض موجودات زنده میشود درنظرآوریم درآن صورت بااحتساب مجموع وباتوجه به تاثیرات درازمدت اینگونه اختراعات صنعتی برطبیعت،درستایش بی قیدو شرط آنها دچارتردید خواهیم شد.
آثارزیانمند جنبی داروها دربدن انسان دقیقا شبیه آثارتباهی آور ومسوم کننده صنایع جدید درطبیعت است،تکنولوژی جدید طبیعت را مسموم کرده است وداروهای جدیدبدن آدمی را.
این آثارزیان آورجنبی،که ازماهیت داروهای شیمیائی برمی خیزد،مثل خماری است که درپی یک شرابخواری بی حساب،ایجادمیشود،تهییج وتحریک فوری بدن واستفاده سریع ازانرژیهای آن،موجب اختلالات وعوارض نامطلوبی میشود که شبیه آن را درتمام مواردی که یک وسیله مصنوعی قوی بریک امرطبیعی اثرمیکند میتوان مشاهده کرد.
اگرما نمیتوانیم جهان راازچنگال تکنولوژی جهانخوارکنونی نجات دهیم،آیا حتی بدن خودرا،یعنی این عالم صغیررا،هم نمیتوانیم دراختیارداشته باشیم؟
عطاری بهار
استفاده ازداروهای شیمیائی،بدلیل تاثیرقوی وفوری آنها کاری حساس است،اگرمختصری درمقدارتجویزشده این داروها اشتباه شود ضرری جبران ناپذیرببارخواهد آمد.
بطورکلی هرچه انرژی مورد استفاده ماشدیدترونفوذی ترباشد،استفاده ازآن خطیرترمیشود وازاشتباه درمصرف آن ،ضررهای بزرگتری ببارخواهد آمد.
داروهای گیاهی ازآنجا که محصول طبیعی طبیعت هستند ازلحاظ سرعت تاثیر،باسرعت تاثیرپذیری اعضاءبدن،که جزئی دیگر ازهمین طبیعتند،هماهنگی دارند واستفاده ازآنها به دلیل همین معتدل بودن سرعت تاثیرشان کارخطرناک وحساسی نیست واشتباه درمقدارمصرف آنها معمولا ضررمهمی ببارنمی آورد.
میتوان دلایل ضرورت احیای "طب سنتی"رابه دودسته دلایل فردی و دلایل اجتماعی تقسیم کرد:آنچه گفتیم دلایلی بودکه به فرد وبه سلامتی او،که درواقع غایت نهائی علم طب نیزهمان است مربوط میشد،امااحیای"طب سنتی"نتایج  اجتماعی مهمی نیزدربرداردکه اکنون بدانها اشاره میکنیم.
مهمترین نتایج اجتماعی احیای "طب سنتی"اینست که بااین کارما میتوانیم تا حدودی به نوعی خودکفائی برسیم،این خودکفائی دوجنبه داردکه یکی علمی ودیگری اقتصادی است،ماامروزه درطب جدیدازنظر علمی یکسره ریزه خواروجیره خوارعلم غربی هستیم،داروهای شیمیائی رایا مستقیما ازخارج وارد میکنیم ویااگردرکارخانه های داخلی تهیه میکنیم فرمول وطرزتهیه آنهابه دنیای غرب تعلق داردوازاین نظرازلحاظعلمی وابسته به دیگرانیم،ازلحاظ اقتصادی نیزپولی که بابت خرید داروها ویابابت خرید امتیازساخت آنها به دیگران می پردازیم رقم هنگفتی است،بااحیای "طب سنتی"،این هردووابستگی دست کم تا اندازه ای کم خواهد شد.
نه تنها ازخروج مقداری ارارزکشوربه خارج جلوگیری میشود بلکه باعطف توجه به کشت گیاهان داروئی وصنایع وابسته بدان،درداخل کشورازروستا گرفته تاشهر،کارتولیدی مفیدی ایجادخواهدشد،تنوع آب وهواوخصوصیات اقلیمی فلات ایران به اندازه ای است که انواع بسیاری ازگیاهان نادرطبی دراین سرزمین می روید که بی تردید بارونق گرفتن تهیه گیاهان داروئی میتوان قسمتی ازآن رانیزصادرکرد.
نتیجه اجتماعی دیگری که ازاحیای "طب سنتی"عاید همگان می گردد،ارزانی این طب است.
بااحیای "طب سنتی"دربسیاری موارد،بسته های گیاهان داروئی ارزان قیمت،جای شیشه ها وجعبه های گران قیمت داروراخواهد گرفت واین نکته ای است که ازفرط وضوح نیازی به توضیح ان نیست وتاثیری که کاهش مخارج درمان میتواند درهمه طبقات اجتماع ومخصوصا طبقات کم درآمد داشته باشد ناگفته آشکاراست.
آسان بودن تربیت طبیبان "طب سنتی" نیزیکی ازدیگردلایلی است که احیای "طب سنتی" راایجاب میکند،باسروسامان گرفتن"طب سنتی"میتوان دردوره های کوتاه مدت گروه قابل توجهی رابعنوان متخصص این طب تربیت کرد،تاازعطاریهای غیرمجازی که بافروش قرص وشربت ترک اعتیادولوازم غیرمجازوبدون آگاهی،سوداگری میکنند صالح ازناصالح جداگرددالبته همین جابایدگفت که تربیت "طبیبان سنتی" مارایکسره ازطب جدید بی نیاز نخواهدکرد.
مهم این است که مابتوانیم قلمرو سودمندی وصلاحیت "طب سنتی"رامشخص سازیم وسپس درآن قلمرو به "طبیبان سنتی" اجازه فعالیت ومداوا دهیم،ماکه درجامعه خود درهمه شوءون ومخصوصا درطب،باکمبود نیروی انسانی مواجهیم خواهیم توانست باصرف نیروی نسبتا کمی قسمتی ازاین کمبود راجبران کنیم.
دراینجا ممکن است پس ازاین همه دلایلی که برای اثبات امکان موجودیت .مفید وحتی ضروری بودن "طب سنتی"اقامه شده این سئوال پیش آید که پس اصولا چرابا"طب سنتی"مخالفت میشود؟وقتی گفته میشود غرض ازاحیای "طب سنتی"نفی مطلق طب جدید نیست بلکه استفاده ازجنبه های مثبت این طب است،ووقتی به جرات میتوان گفت که حتی سرسخت ترین مخالفان "طب سنتی"نیزنمیتوانند منکراین شوند که در"طب سنتی"جنبه های مفید هم وجوددارد،دیگرمخالفت با"طب سنتی"وحتی کوتاهی دراحیای آن چه دلیلی میتواند داشته باشد؟









درود خداوند به روح مقدس شیخ الرئیس ابوعلی سینا و پدرم استاد حکیم خیرالله کریمیان

سلامتی تاج زرینی است بر سر افراد سالم که فقط بیماران قادر به دیدن آن می باشند.

علی کریمیان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها