عطاری بهار

طب سنتی - گیاهان دارویی

عطاری بهار

عده ای "طب سنتی ایران"راباطب عامیانه اشتباه کرده وآنرامحصول چندتجربه ناقص وکورکورانه دانسته،وطب خاله زنک ها ودده بزم آراها می دانند.
درصورتیکه چنین نیست.
"طب سنتی ایران"دانشی است متگی برتحقیقات علمی وعملی،دارای فلسفه وقانون،بطوریکه میتوان آنرا ازعلوم استحلالی دانسته بطورکیفی وکمی تجزیه کرده ودردانشگاهها ومجالس علمی فرضیات آن رامورد بحث قرارداد.
عطاری بهار 
عده ای هم که خودراطبیب سنتی می دانند وازتاریخچه ومبانی "طب سنتی"بی اطلاع میباشند آن راطب یونانی معرفی میکنند.
ایندسته نیزاشتباه می نمایند"طب سنتی ایران"تلفیقی است از "طب باستانی ایران"باطب باستنانی تمدنهای کهن وتنها به طب یونانی بستگی ندارد،بلکه محققین وپزشکان سنتی ایران ازجمله محمدبن زکریای رازی آنچه عقاید یونانیان،مصریان،کلدانیان وغیره راجمع کرده وآنچه به نظرشان ناصحیح آمده،ردکرده وعقاید خودراجانشین آنها کرده اند وباین ترتیب دانشی بوجودآمده است که ماآنرا"طب سنتی ایران"دانسته وپایه علم طب جدید خوانده وعقیده داریم که درآن اشتباه کمتروجوددارد.
ایرانیان باستانی معتقد بودند که همه گیاهان که تعدادشان ارصدها هزاربیشتراست برای تندرستی ودرمان بیماران آفریده شده اند،درکتاب مقدس اوستا علاوه بردستورهای پزشکی وداروئی وستایش ازگیاه "هوم"که یکی ازگیاهان داروئی بوده وهست از سه دسته ازدرمان کنندگان:جراحان،درمان کنندگان باداروودرمان کنندگان روحی نامبرده وآنهاراازدسته موبدان شمرده است.
عطاری بهار
درایران باستان عمل جراحی زیادرواج داشته وبسیاری ازاعمال جراحی نخست درایران عملی شده است،ازجمله رستم پهلوان تاریخی ایران ماباعمل سزارین بدنیا آمده وشمامیتوانید شرح مفصل آن رادرشاهنامه فردوسی،درباب شاهنشاهی منوچهر،گفتاراندرزادن رستم بخوانید.
دراینجا من چند سطرازشاهنامه رانقل میکنم:
بیاوریکی خنجرآبگون - یکی مرد بینادل وپرفنون
نخستین به می ماه رامست کن - زدل بیم واندیشه راپست کن
توبنگر که بینا دل افسون کند - به پهلوی اوبچه بیرون کند
شکافد تهی گاه سروسهی - نباشد مراورازدردآگهی
وزوبچه ای شیربیرون کند - همه پهلوی ماه درخون کند
وزوپس بدوزدکجا؟گردچاک - زدل دورکن ترس واندوه وباک
گیاهی که گویمت باشیرومشک - بکوب وبکن هرسه درسایه خشک
بسای وببالای برخستگیش - به بینی هم اندرزمان رستگیش
پس ازآنکه این دستورها را میدهد چنین می گوید:
بیامد یکی موبد چیره دست - مرآن ماه رخ رابه می کرد مست
شکافید بی رنج پهلوی ماه - بتابید مربچه راسرزراه
چنان بی گزندش برون آورید - که کس درجهان این شگفتی ندید
بنا به حکایت شاهنامه رودابه مادررستم پس ازآنکه چندروز ازدردزایمان رنج دید وامیدی بزندگانی اووفرزندش نبود،به دستوریک مرد بینادل پرفنون،یکی ازموبدان اول اورابایک شراب بیهوشی مست کرد،بعدبایک تیغ آبگون زیرشکم اوراچاک دادوبچه رابدون دردبیرون آوردوبعدمحل چاک رادوخته ویک داروی مسکن روی آن مالید وبه اصطلاح آن راسزارین کرد،ممکن است داستان رستم کمی افسانه باشد ولی این اشعارمی رساند که این عمل درایران باستان سابقه داشته است.
عطاری بهار
درکتاب مقدس اوستا درگفتگوی زرتشت با گیاه هوم ازسه تن از پزشکانی که قبلا گیاه هوم راشناخته وعصاره آن را کشیده اند نام میبرد،همچنین ازپزشکانی که حوزه درسی داشته وشاگردان فراوانی داشته اند اسم برده است که یکی ازآنها درهگمتانه شهرهمدان بودوتاچندسال پیش"حکیم خانه"آن برقراربوده است.
اطلاعات پزشکی وتجربیات علمی وعملی دوران هخامنشی به مردم دوره ساسانیان انتقال پیداکرده ودرنتیجه دانشکده پزشکی وبیمارستان جندی شاپور تاسیس شد.
دراین دانشگاه علاوه بر پزشکان وداروسازان وکیمیاگران ایرانی عده ای ازعلماءروم شرقی که دراثر فشارجنگهای داخلی به ایران پناهنده شده بودند تحت حمایت پادشاهان ایران قرارگرفتندودراین مدرسه عالی به تدریس طب یونانی مشغول شدندوکتب طب یونانی را به زبان فارسی ترجمه کردند وبااستفاده ازکتب هندی وسایر کتب طبی تمدنهای کهن واطلاعات پزشکان وکیمیاگران ایرانی معلومات پزشکی قدیمی باهم تلفیق یافت وازبهم پیوستن آنها پایه "طب سنتی ایران"گذاشته شد.
پس ازظهوراسلام بیشتراستادان پزشکی،ایرانی بودند ولی بنابه اقتضای زمان وبرای اینکه کتب آنها خوانندگان بیشتری داشته باشدکتابهای خودرابه زبان عربی می نوشتند،واین سنت هنوزهم درحوزه های علمیه قم،نجف وخراسان معمول است،مثلا علامه معاصر،طباطبائی کتاب تفسیرالمیزان وعلامه امینی،کتاب الغدیر رابه زبان عربی نوشته اند.
پزشکان ایرانی بااستفاده ازتحقیقات استادان دانشکده جندی شاپور با دقت فنون پزشکی وداروسازی راآموختند وازخودشایستگی بخرج دادندوباافزودن تجربیات وفرضیات خودبرآن،کتب ورسائلی تالیف کردند که ازبزرگترین تالیفات محققین اسلامی محسوب میشود.
نخست به نام جابربن حیان صوفی یاخوزی برمی خوریم که درحدودسالهای 159-186هجری قمری زیسته وکتب زیادی درعلم کیمیاوداروسازی ازجمله کتاب های الملک،الموازین،الرحمه،التجمیع والزنبق الشرقی ازوی درکتابخانه های معتبردنیاباقی است،بعلاوه کیمیاگران مطالب زیادی ازقول اودرکتابهای کیمیاگری نوشته اند وگفته اند که اودرمقدمه کتاب الکیمیانوشته است:تکمیل الملح کیمیاءالبدن،چون درعلم مشاقی وکیمیاگری بدن به کالبد انسان اطلاق میشود وفلزات جسد نامیده میشوند این نتیجه بدست می آید که هدف وی از مطالعه دراملاح بدست آوردن املاح داروئی بیشتربوده است.
اجدادجابرهمه از استادان داروسازی دردانشکده جندی شاپوربوده اند ولی خوداو بیشتردرکوفه زندگی کرده است،عقاید اودرکتب نامبرده مخصوصا کتاب الرحمه جمع شده است،اومعتقد به تجسم روح بود وروح راعلت غائی موجودات میدانست،همچنین فلزات رازنده می دانست ومعتقد به وحدت ماده بود،یعنی اصل فلزات وشبه فلزات رایکی میدانست،امروزهم درعلم شیمی ثابت شده است که تمام فلزات وشبه فلزات ازاجتماع چند"پروتون"تشکیل شده است واصل آنها یکی است وتنها اختلاف درتعداد پروتون های آنهاست.
عطاری بهار
این نکته مسلم است که قرع وانبیق وتقطیر آب واسانس ها همه از ابتکارات ایرانیان است.
یونانیان ازتهیه اسانس،گلاب وآب مقطر بی اطلاع بودند وازگلبرگ،ساقه وبرگ معطر گیاهان تنها عصاره آبی وروغنی تهیه کرده ومورد استفاده قرارداده اند،ولی صنعت گلابکشی درایران اززمانهای خیلی قدیم معمول بوده است.
جابر برای اولین بار ازتقطیر زاج سبز(سولفات دوفر)اسید سولفوریک رابدست آورد.بعدازاونوبت به محمد بن زکریای رازی رسید اودرابتدای عمر،قبل از سی سالگی،جوانی خود راصرف کیمیاگری،ادبیات،نجوم،علوم طبیعی وموسیقی کرد وبه علم طب توجهی نداشت،وی از تقطیر شوره اسید سیتریک،ازتقطیر نمک باشوره،تیزاب سلطانی وازتقطیر شراب الکل رابدست آورد.
درسن سی سالگی مبتلاءبه چشم دردسختی شدوبرای معالجه دربغداد نزد علی طبری مولف کتاب فردوس الحکمه رفت وی که استادچشم بوداورا عمل کرد ومعالجه نمود،وبه اوگفت کیمیا این عمل است نه ساختن طلاونقره.
این کلام رازی رابفکرتحصیل علم پزشکی انداخت به این دلیل دربغدادنزدآن استاد،این علم راآموختوپس ازفراغت ازتحصیل ماموربیمارستان شهرری گردید،پس ازچندی به بغدادمراجعت کرد وریاست بیمارستان عضدی را عهده دارگردید،ازآن تاریخ طب اسلامی درجهان شهرت پیداکرد.رازی جمعا 226 جلدکتاب کوچک وبزرگ تالیف کرده است که بزرگترین آنها کتاب "الحاوی"درسی جلد است که دونسخه کامل آن دریکی ازکتابخانه های اسپانیا محفوظ مانده است.
"الحاوی"درقرن شانزدهم میلادی بزبان لاتینی ترجمه شد،وترجمه آن چندین بارچاپ شده است،ولی بانهایت تاسف باید بگویم که این ترجمه چندان بااصل مطابق نبوده وترجمه اسامی خاص آن چندین صحیح نیست.
مثلادراین ترجمه افیون وتریاک یکی تصورشده است،درصورتیکه چنین نیست،افیون که فارسی آن ابیون است ماده مخدری است که مااکنون آن را "تریاک زرین"می گوئیم وبه فرانسه به آن اوپیوم می گویند،دارای چندین الکائید وده تا هجده درصدمرفین است ودرکتب سنتی بعنوان یک سم شناخته شده وقابل کشیدن است،این ماده درگذشته درایران وجودنداشته وآن را ازمصروترکیه می آوردند،ولی تریاک که معرب آن "تریاق"است،شیره چندنوع شقایق است که ماامروزبه آن تریاک سیاه می گوئیم وگیاه آن بنام اریانامگذاری شده است.
شیره آن فاقد مرفین بوده ودرعوض دارای مقدارزیادی تبائین است وپزشکان سنتی ایران آن راضدسم می دانستند.
یکی دیگر ازکتب رازی کتب رازی کتاب"منافع الاغذیه ومضارها"است که نخستین کتاب غذاشناسی است که به دست مارسیده است،دراین کتاب رازی منافع ومضارخوراکیها راشرح داده وبه شاگردان خودتوصیه کرده است که تا میتوانید بیماران راباغذامعالجه وپیشگیری کنند،بعدبه سراغ داروبروند،چون دارو هرچه باشد بامذاق انسان سازگارنبوده وبرای بدن انسان بیگانه است.
دراین کتاب علاوه برخوراکیها به پاکی آب توجه خاص شده ودستورتصفیه آن راباکوره های سفالین یا حرارت دادن بیان میکندوانواع آبهای مشروب ومعدنی راشرح میدهد،نوشیدن آب جوشیده آب باران وآب مقطر رابرای رفع عطش صالح نمیداند وآبهای نفتی وقیری رامانند آبهای گوگردی مضر میداند،نوشیدن آبهای بوداررامنع میکند وچنانچه شخص مجبوربه نوشیدن آن شود دستور جوشاندن آن را باچند گیاه که ضدعفونی کننده میباشند،میدهد،آب باتلاق راقابل نوشیدن ندانسته دستورمیدهد که قبل ازنوشیدن آن رامدت طولانی جوشانده،صاف کند وبعدباکمی زرشک میل نمایند وبعدچنین مینویسد:ضررآبهای بدبرای بیماران زیادتر است مخصوصااگربیماری آبها دراثرنوشیدن آب ناپاک باشد.
دراین کتاب رازی منافع ومضارشراب راشرح داده وبعدبه سراغ گوشت رفته،چنین مینویسد:خاصیت غذائی آن زیاداست ولی زیاده روی درخوردن آن صلاح نیست چون باعث سختی طحال،نقرس،واریس وسرطان وامراض دیگر میشود.
عطاری بهار
بعدازرازی شاگردان وپزشکانی که ازکتب اواستفاده کرده بودند تحقیقات اورادنبال کردند،یکی ازاین پزشکان "موفق الدین ابومنصورعلی هروی"است که کتابی درمفردات پزشکی بنام "الانبیه عن حقایق الادویه"به زبان فارسی تالیف نموده است،این اولین کتاب فارسی داروئی است که بعدازاسلام بدست مارسیده است،خواصی راکه این کتاب برای داروهاوموادغذائی بیان کرده باآنچه ماامروزمیدانیم مغایرت ندارد.
یکی دیگرازشاگردان رازی "ابوالقاسم  قائمی"است،اوشاگردی داشت بنام احمد اخوینی بخاری که طبیبی حاذق وروان شناسی ماهربود.
وی برای اینکه پسرش طبیب شود کتابی به زبان فارسی دری بنام "هدایه المتعلمین فی الطب"نوشت،این کتاب قدیمی ترین کتاب فارسی درعلوم پزشکی است که بعدازظهوراسلام بزبان فارسی بدست مارسیده است،پروفسور ادوارد براون مستشرق معروف انگلیسی کتاب ذخیره رااولین کتاب فارسی درطب بعدازاسلام میداند،درصورتیکه تاریخ تحریر این کتاب فارسی جلوترازکتاب ذخیره است،تاریخ تحریر این کتاب نیمه دوم قرن چهارم هجری قمری است که نزدیک به هزارسال ازتاریخ نوشتن آن می گذرد.
درقسمتی ازآن کتاب آمده است:
"اکنون تو که فرزند منی اندرخواستی کتاب به باب پزشکی سبک وآسان تاتراخاصه ازمن یادگاربود ودیگرمردمان رافایده بود پزشکی پیشه ای بود که تندرستی آدمیان رانگاهداردوچون رفته بودبازآرد ازروی علم وعمل.... واما پزشکی بخشیده میشود به دو بخشش:یکی نگاهداشتن تندرستی به تن های درستان ودیگربازآوردن درستی به تنهای بیماران".
توجه فرمائید "طب سنتی ایران"درهزارسال پیش مانند امروزبهداشت رامقدم بردرمان دانسته وطب رابه دوقسمت بهداشت ودرمان تقسیم می نماید،متاسفانه بعدازحمله مغول ووارد شدن خرافات درجمیع علوم،حتی طب،عده ای خرافاتی درعلمی بودن طب تردیدکرده واین تقسیم راردنموده ونوشته اند:حفظ صحت تحصیل حاصل است واسترداد آن اعاده معدوم واین هردومحال است.
کتاب "نفایس الفنون"درصفحه 109عقاید مخالف راجمع کرده وبادلائل منطقی ردکرده است ومادراینجا ازبحث درباره آن صرفنظرکرده وبه مبانی "طب سنتی ایران"قبل ازحمله مغول پرداختیم.













----

درود خداوند به روح مقدس شیخ الرئیس ابوعلی سینا و پدرم استاد حکیم خیرالله کریمیان

سلامتی تاج زرینی است بر سر افراد سالم که فقط بیماران قادر به دیدن آن می باشند.

علی کریمیان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها