عطاری بهار

طب سنتی - گیاهان دارویی

بیست سال پیش دانشمندان ارزش غذارامنحصربه حرارتی که درموقع سوختن ایجاد میکند میدانستند ومعتقد بودند که میتوان موادموردلزوم بدن انسان را خلاصه کردودریک حجم کوچک جمع نمودواینطور پیش بینی می کردند که دراواخرقرن حاضر غذای انسان به صورت حب وقرص در می آید وتمام آشپزخانه ها تعطیل شده وخانمها اززحمت غذاپزی آسوده خواهندشد.
عطاری بهار

درموقع ساختن خانه مهندسین مجبورنخواهندشد محلی رابرای مطبخ وگوشه ای رابرای مستراح درنظربگیرند وآنچه به صورت حب وقرص خورده میشود تماما جذب بدن شده وفضولاتی باقی نمی گذارد،دیگ وسه پایه وسایر لوازم خوراک پزی ازاثاث خانه حذف خواهدشد وسرویسهای غذاخوری وکاردوچنگال درموزه آثارعتیقه قرارخواهند گرفت.
هرکس روزانه چندقرص کوچک که محتوی حرارت لازم وکافی برای اعمال زندگانی اوست می خورد وتاروزبعد به غذای دیگراحتیاج نخواهد داشت.
درآن صورت روده ها ومعده وکبد وطحال نیزاعضای زائدی هستند وخودبه خود ازبین میروند وانسان قرن بیست ویکم جزبه یک قلب ودوریه دردرون سینه وشکم،به عضودیگری احتیاج ندارد.متاسفانه حساب این دانشمندان صحیح درنیامد وبه زودی ثابت شد که دوجسم که دارای یک مقدارحرارت هستند دارای یک خاصیت مساوی نیستند.
اساس این فرضیه که بعدا غلط ازآب درآمد روی این بود که غذای انسان مانند بنزین ماشین است وهرغذائی یک مقدار حرارت ایجاد میکند وماشین بدن انسان به یک مقدار حرارت احتیاج داردوباوزن کردن بدن میتوان میزان حرارت ونیروی لازم را برای کشش واعمال حیاتی او حساب کرد وبه هرکس جیره لازم ازغذاهائی که زیاد حرارت تولید میکند داد.
عطاری بهار
پوچ وواهی بودن این فرضیات به زودی علنی شد وثابت گردید که درغذا علاوه برنیروی حرارتی نیروهای دیگرهم وجوددارد که بایستی حساب شودونمیتوان غذای انسان رابه صورت حب وقرص دراورد.تجربیات ومطالعات سودمند غذاشناسان نتایج نیکوئی به بارآورد وبسیاری ازنکات مجهول روشن گردید.به این ترتیب ورشکستگی شرکتها وبانکها وکنسرسیومهایی که می خواستند دراواخر قرن حاضر خوراک انسان رابصورت کپسول عرضه دارند اعلام شد.
غذاشناسی علم کوچکی نیست.اساس زندگانی وسلامتی میباشد وبه قدری پیچیده ودرهم است که علوم جدیدهنوزیک هزارم بلکه یک صدهزارم اززوایای تاریک آنراروشن نکرده است وتنها سیره وغرایز طبیعی است که میتواند راهنمای انسان درروش غذاشناسی شودوباتمام این مشکلات لازم است این علم که مورد احتیاج عموم است ملی شده ودراختیارعموم درآید وبرای این منظور قبل از هرچیزلازم است که انسان خودرابشناسد وبه اعمال حیاتی بدن خود آگاه باشد،زیرایک راننده خوب کسی است که ساختمان ماشین رابه خوبی بداندکه چگونه سوختی مناسب آن است وچه روغنی لازم دارد وچگونه آبی درآن بریزدوظرفیت آن چه اندازه است.
فواید خودشناسی:خودشناسی منافع وفواید زیاددارد،ازجمله وقتی شما خودرابه خوبی شناختید خواهید دانست که غذاهای شما داروهای شما هستند وشما دارویی جزغذا ندارید.زیرا بااطمینان کامل میتوان گفت مرض وجودخارجی ندارد،این کسالتها وناخوشیها چیزی جزکمبودی عوامل غذایی نیستند وتنها تغذیه حیاتی است که میتواند این کمبودها راپرنماید وآینده ای خوش وسلامتی فوق العاده به ما هدیه کند.
عوامل غذایی:درتغذیه حیاتی صدها عوامل مادی ومعنوی -شیمیائی-فیزیکی ومکانیکی دخالت دارند وتنها موضوع سوخت وحرارت نیست بلکه به موازات مواد سوختی مواد سفیده ای ازت دار-فلزات معدنی-ویتامینها-دیاستازها-هورمونها-آنزیمها وغیره وجوددارند که مقدارفوق العاده کم آنها اثربسیار بزرگی دارد.
میکربها بدون جهت متهم شده اند:بطورصریح میتوان گفت میکربها عوامل اصلی تولید وسرایت امراض نیستند بلکه فقدان یکی از عوامل غذایی است که تولید مرض میکند ومحیط رابرای رشد میکرب مستعد میسازد.
درحال عادی نه تنها میکربها موجودات بی آزاری هستند بلکه غالبا مفید هم بوده وبرای زندگانی انسان لازم میباشند واز اینرو کشف میکربها ومطالعات میکرب شناسان درپیدایش علم خودشناسی وغذاشناسی اثربزرگی داشته است.
استعدادبیماری یعنی چه؟پس ازظهور پاستور وکشف میکربهاسروصدای عجیبی دردنیای علم بلندشد وهمه تصور می کردند درآینده نزدیکی خواهند توانست تمام بیماریهای راازدنیاریشه کن سازند.اکنون پس از دهها سال بانهایت تاسف مشاهده میشود که نه تنها هیچیک از بیماریها ازبین نرفته اند بلکه روزبه روز امراض زیادتر ووحشتناکتر شده اند.
ازهمان روزهای اول کشف میکرب دانشمندان متوجه شده اند که تمام بیماریها میکرب ندارند.چنانچه برای بعضی ازامراض عفونی که سرطان یکی از آنهاست هنوزهم میکربی پیدانشده است.ازطرف دیگر میکرب شناسان به زودی دریافتند که برای ابتلاء به یک مرض تنها میکرب کافی نیست بلکه عوامل دیگری هم وجودداردکه نام آنرااستعداد گذاشتند.
این استعداد چیزی جزکمبود یکی از عوامل غذایی نیست ودرحقیقت میتوان گفت اشخاصی که دچار کمبودی می شوند اول مریض می گردند وبعد میکرب به سراغ آنها میرود وحتی ممکن است مریض باشند ومیکربی دربدن آنها نباشد.
بیماری سل:برای اثبات این ادعا میتوانیم مرض خانمانسوز سل را مثال بزنیم،میکرب سل درگردوغبارهواموجوداست.
دربدن ما بارها وارد شده ودرزوایای آن لانه کرده است،معذالک ما مسلول نیستیم.ولی چه بسیارند اشخاصی که میکرب سل دربدنشان نیست ولی چون کمبود کلسیم دارند علایم سل درآنها مشاهده میشودودیریازود مسلول بودن آنها ظاهر میگردد.
سل مرض"کمبودی"است ومیکرب سل ابدا درایجاداین مرض دخالت ندارد،فقط وقتی دراثرکمبودی شخص دچاراین مرض شد بدنش مستعد برای ورود میکرب سل میگردد وهمچنین است سایر بیماریها.
تغذیه سلامت بخش:این روزها ازروش تغذیه انیانی انتقادات زیادی می نمایند که عمده آنها براساس کمبودی است.
یعنی کمبودی ویتامینها-آنزیمها-دیاستازها-هورمونها وعوامل ذره ای معدنی،یعنی فلزاتی که درمیوه ها وجوددارند ومقداربسیارکمشان تاثیربسیاربزرگ دارد.عده ای هم ازشهرها فرارکرده به نقاط کوهستانی ودهات دوردست میروند تا غذای زنده وعاری ازتقلب پیدانمایند.
مشروبات الکلی را که این روزها متمدن نماها غالبا با غذا میخورند منشاءفساد تغذیه می باشد.تمام این عقاید ونظریات جزئی ازحقایق میباشند،ولی درحقیقت عیب اساسی روش تغذیه انسانی استعمال غذاهای ضدحیاتی وتجاوزازمقدارخوراک خوراکیهاست.
غذاهای ضدحیاتی ازمحرکین طبیعی سلولهای مجاری هاضمه واعضای بدن ما تشکیل شده اند ویگانه عملی که شما رابه این اسرارواقف میسازد وروش تغذیه سلامت بخش رابه شما می آموزد علم خودشناسی است که به زبان ساده نوشته میشود وبرای عموم طبقات قابل فهم است.
خودشناسی توام باغذاشناسی:برای سلامت زندگی کردن اکسیری جزغذانیست ولی همین اکسیر اعظم اگربه جا وبه موقع وبه مقدار خوراکش صرف نشوداثرمعکوس می بخشد وشخص رادچار عارضه وکسالت مینماید.
میوه ها وسبزیها:بهترین مواهب طبیعت درمیوه ها وسبزیها جمع شده اند وازخواص میوه هاست که زیبائی وخلوص ظاهر میشود.اگرسلامتی قابل خرید باشد مرکز فروش آن دکان میوه فروشی است نه جای دیگر.معالجه با میوه ها وسبزیها ازقدیم معمول بوده است واین هدایای طبیعی همیشه درراس داروها قرارداشته اند.
روش تغذیه وتبریدهمیشه برای ازبین بردن سمهای کهنه بدن که مانع رشدوسلامتی اعضای بدن میشود به کاررفته وتوصیه وتجویزشده است.شکم پرستان وقتی از طعم لذیذ وگوارای میوه ها صحبت میکنند ازارزش درمانی آنها حرفی به میان نمی آورند.اما امروز همه می دانند که میوه ها وسبزیها تنها خاصیت غذایی ندارند بلکه درمان هم مینمایند.
ارتباط ما باغذا:وقتی از خویشتن صحبت می کنیم ناگزیریم ازغذاهم صحبت کنیم زیرا ازغذابه عمل آمده ایم وباغذاسروکارداریم وآنچه خوبی وبدی به ما میرسد ازاین غذاهاست که اگر بااصول صحیح عمل شود سلامتی وسعادت ما تامین میشود واگر بدبه کاررود ماراعلیل ورنجور میکند وبدبختی رابه خانه ما می آورد.بایددانست که میوه ها بهترازداروها درمان میکنند زیرا میوه ها وسبزیها اکسیر برای سلامتی هستند.
میوه ها وسبزیهای معجزه دار:درایران ازمعجزه سقاخانه وقندیل زیاد صحبت میکنند اما ازمعجزه میوه ها وسبزیها حرفی نمی زنند.
می گویند شهرتبریز "تب ریز"است  وهرکس سابقا وارداین شهرمیشد تبش قطع میگردید.اما حالا مثل اینکه این خاصیت راازدست داده است.سابقا مثل امروز،مردم به خرافاتی مانند پرهیز عقیده نداشتند وبیماران راازخوردن بهترین مائده های بهشتی یعنی میوه ها وسبزیها منع نمی کردند وهرکس واردتبریز می شد ازمیوه ها وسبزیهای خداداد آن سرزمین استفاده میکرد ودرنتیجه تب او می ریخت.
خوراک اصلی انسان چیست؟بزرگترین مساله ای که درغذاشناسی باآن مواجه هستیم خوراک اصلی وحقیقی ماست زیرابشرامروز همه چیزرامی خورد بدون آنکه توجه داشته باشد ساختمان بدن اوباچه نوع غذایی تناسب دارد.انسان امروز گوشتخواراست حتی عده ای ازسگ وگربه هم که اساسا گوشتخوارآفریده شده اند بیشتر گوشت می خورند.خلاصه انسان امروز گوشتخوار-سبزیخوار-میوه خوار-وحتی عده ای آدمخوارند،ولی باید دید انسان حقیقتا همه چیزخوار است یا مصنوعا همه چیز خوارشده است.
نگاهی به حیوانات:به جزخرس که همه چیزخواراست وبه انسان شباهتی ندارد.حیوانات هردسته غذای مخصوصی دارند وغذایی می خورند که ماشین بدن آنها مناسب باآن خلق شده است.چنانچه ماشینها هم سوخت مخصوصی دارند.ماشینی که بایدبابنزین کارکند نمیتوان آنرابانفت به کارانداخت.چراغ الکلی رانمیتوان بابنزین پرکرد.چراغ نفتی هم باالکل کارنمیکند.
ماشینی که سوخت آن گازوئیل است بانفت کارنمیکند وماشینی که نفت سیاه می سوزاند بنزین به دردش نمی خورد.
دربخاری چوبی نمیتوان زغال سنگ ریخت وبخاری نفتی رانمیتوان بازغال سنگ روشن کرد.ازاین مثالها زیادداریم.استخوان را جلو گوسفندانداختن وعلف راجلوی سگ ریختن ضرب المثل قدیمی ماست.حالابرویم سراغ غذای انسان وببینیم که ماشین بدن ما باچه سوختی کار میکند وچه غذایی متناسب آن است.
گوشتخواری:هنگامیکه زمین سردشد ویخبندان گردید انسانهای نواحی یخ بسته که به بقای خودعلاقه مند بودند ازلاشه حیوانات وانسانهای مرده ونیم جان رفع گرسنگی کردند.ازهمان روزاین عادت زشت درانسان پیداشد ورفته رفته به نقاط دیگر نیزسرایت کرد وازهمان روزسلامتی وسعادت بشردورگردید وامراضی بیشماری گریبانگیر بشرشد وتا امروز که این روش لاشخواری راانسان تعقیب میکند باقی است وروزبه روز که مصرف گوشت زیادتر میشود بیماری ومرض زیادتر وشدیدتر می گردد.
انسان میوه خوار:تجسسات کالبد شناسی وتشریح بدن انسان نشان میدهد که انسان درردیف حیوانات میوه خوار قراردارد.اعضای بدن انسان شبیه میمونهای بزرگی است که منحصرابامیوه وسبزی تغذیه میکنند.این معلومات به طورمسلم درتشریح بدن انسان ثابت میشود.
چگونگی آرواره ودندانها:انسان دارای آرواره متوسط وقوی است ودارای پوزه نمی باشد.این آرواره ها به اواجازه میدهد که باحرکات گوناگون اجسام راآسیانماید.دندانهای انیاب(نیش) انسان تقریبا مساوی باسایردندانهاست ولی گوشتخواران دارای نیشهای طویلی هستند وبااین نیشها میتوانند طعمه خودرابدرند درحالیکه انسان دندان درندگی ندارد واگر حربه های مصنوعی(اجاق گازوکارد) نداشت به هیچ وجه قادربه پاره کردن گوشت حیوانات نبود.
دندانهای آسیای انسان پهن وگره دار است وبه خوبی آماده برای آسیاکردن است.
 عطاری بهار
ثنایا(دندانهای تیزپیشین)وانیاب(دندانهای نیش) انسان برای پوست کندن وپاره کردن میوه ها است وقدرت دریدن گوشت راندارد.مجموع  این آرواره ها ودندانها به انسان اجازه نمیدهد که علف بچرد ویا حیوانی رابدردواگر وسایل آشپزی دردسترس نداشت قادربه خوردن گوشت نبود.آرواره ودندانهای انسان فقط خاصیت جویدن دارند وچریدن ودریدن وسایل دیگر می خواهد.
چریدن غالبا توام با نشخوارکردن است ومتاسفانه یا خوشبختانه انسان چنین وسیله ای نداردوبه نظرمیرسد که خوراک اصلی انسان میوه ها وغلات وریشه هایی مانند هویج وامثال آن باشند وعلفخواری وگوشتخواری مناسب فکین ودندانهای ما نیست وبعدازخوردن گوشت وسبزیجات ناگزیر به خلال کردن دندانها می باشیم.
بزاق یاآب دهان مادارای قدرت وخاصیت تبدیل نشاسته به قنداست واین موضوع به خوبی ثابت میکند که غلات مانند گندم خوراک اصلی انسان هستند مخصوصا اینکه آرواره ودندانهای مابرای جویدن آن کاملا آماده میباشند.آب دهان ما هیچگونه اثری درروی گوشت ندارد.دندانهای نیش گوشتخواران مانند دشنه است.
عطاری بهار 
آسیای آنها دارای ناهمواری زیاد است وبرای پاره کردن گوشت ونرم کردن استخوان ساخته شده است.ازطرف دیگر چنانچه بعداخواهیم گفت گوشتخواری بایدتوام باخوردن استخوان وپوست وپشم وپرحیوان باشد ودهان ودندانهای ما قادربه جویدن آنها نیستند. 
یکی از دانشمندان دراین مورد می گوید،انسان دارای پوزه گوشتخواران نیست ودندانهای خال خال برای پاره کردن نسوج ندارد.دندانهای انسان زیاد محکم نیست.دندانهایش نزدیک دندانهای پهن علفخواران می باشد وبه هیچوجه نمیتوان یک سند مخالف دراین امرپیداکرد.
عده ای وجود دندانهای نیش رادرانسان دلیل گوشتخواری او می دانند.درصورتیکه شتروگوزن هم دندانهای نیش کوتاه شبیه به آنچه انسان دارددارند.درعلفخواری این دوحیوان کسی شک وتردید نداردوازاینرو می گوییم انسان بایستی غذایی شبیه به غذای میمونها داشته باشد زیراآرواره ودندانهای انسان کاملا به آنها شباهت دارد.
دستها وناخنها:این انطباق میوه خواری ازساختمان دستهای آنها نیزظاهر می شود.ناخن انسان فقط برای چیدن وپوست کندن میوه است،نه برای حمله کردن به موجودات زنده ویک انسان بدون اسلحه به هیچ وجه قادربه شکارحیوانات زنده نیست.
برای حمله به حیوانات ناخنهای خنجری ونوک دشنه ای ومحکم لازم است نه ناخنهای پهن وسست وزودشکن.

عطاری بهار


  چگونگی معده وروده ها:معده انسان نه ماهیچه بندی گوشتخواران ونه پیچیدگی وبلندی علفخواران رادارد.طول روده انسان متوسط است یعنی نه کوتاهی گوشتخواران ونه درازی علفخواران رادارااست.حیوانات گوشتخواردارای روده ای کوچک وگردهستند واین فقط برای غذایی است که هضمش آسان باشد مانند گوشت که توفقش درشکم بسیارکوتاه است.مجرای روده گوشتخواران سه تاپنج برابردرازی قدآنهاست .علفخواران دارای روده ای بلندترند وروده آنها 20تا28برابر درازی تنه آنهاست وبرای تجزیه کردن علف وبرگها ساخته شده است.این علفها وبرگها دارای تمام مواد مورد نیازبدن آنهاست واین روده فیل-گاو ویاگاومیش است که دارای قدرت شیمیائی برای هضم برگها وعلفها میباشد وآنها را میتواند بصورت گوشت وچربی درآورده وپوست خودراکاملا زره پوش کند وهمچنین قدرت عضلانی گاومیش وقدرت فرارآهو دلیل جذب کامل علفهاست،درمعده این حیوانات علف کاملا جذب میشود وچیزقابل ملاحظه ای دفع نمیگردد واین دراصول غذاشناسی است که غذا بایددرمعده جذب شود نه دفع.روده اثنی عشرعلفخواران دارای یک قسمت اضافی است که میتوان انرا معده ثانوی یاشکمبه نامید.مجرای روده میوه خواران 10تا12برابرقدتنه انهاست .
اما درموردانسان:بعضی ازعلمای علم تشریح که خواسته اند انسان راگوشتخوار قلمدادنمایند به انسان روده ای 3تا5 برابرقدانها اعطا کرده اند.اینها زود زودقضاوت نموده اند زیرا آنها قدانسان راازنوک سرتاکف پا حساب کرده اند .درصورتیکه درمورد حیوانات طول قدراازسرتادستگاه دم حساب میکنند.حال اگر قد تنه انسان راهم ازسرتاعسعس اندازه بگیرند روده انسان ده برابر درازی تنه اوست واین عدددقیق باحیوانات میوه خوارمنطبق میباشد.معده انسان موافق ومناسب برای هضم اجسام جویده شده است.
بزرگترین سند علمی:بزرگترین سند علمی که علیه گوشتخواران عرضه میشوداین است که سلولهای معده گوشتخواران ازت حاصله ازهضم گوشت راتبدیل به آمونیاک نمایند،درصورتیکه سلولهای معده انسان چنین هنری ندارد ونمیتواند ترشی حاصله ازتغذیه گوشتی راخنثی نماید.درصورتیکه گوشتخواان میتوانند این ترشی راقلیایی کرده واملاح اوره رابه خوداوره تبدیل کنند.
ازطرف دیگر گوشتخواران مثل سگ میتوانند ادراری غلیظ ترازانسان دفع نمایند وروی همین اصل مسلم علمی است که رژیم گوشتی تظاهراتی برای انسان داردوافراط درگوشتخواری اوره خون رازیاد میکند وبثورات جلدی راایجاد می نماید.
گوشت درروده ها بقایای بسیارمضروسمی باقی می گذارد وبعلاوه این بقایا زود وبه آسانی پوسیده وغذای خوبی برای میکربها درست کرده تولید امراض عفونی معده مینمایند وچنانچه بعداخواهیم دید امراضی مثل آپاندیسیت وورم روده وسوء هاضمه وغیره نتیجه گوشتخواری است.
گوشت مایعات بدن راترش مینماید واین ترشی املاح معدنی بدن راازبین میبرد وجاده رابرای امراض سل ونرمی استخوان آماده میسازد وباعث کرم خوردگی دندانها میشود.
خلاصه:مطالب فوق رامیتوانیم درچندجمله کوتاه خلاصه کرده بگوئیم ازنظردندانها-ازنظرفکین وآرواره ها-ازنظرانگشتان-ازنظرمعده وروده ها انسان طبیعتا ازبدو خلقت میوه خواربوده است.












درود خداوند به روح مقدس شیخ الرئیس ابوعلی سینا و پدرم استاد حکیم خیرالله کریمیان

سلامتی تاج زرینی است بر سر افراد سالم که فقط بیماران قادر به دیدن آن می باشند.

علی کریمیان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها