عطاری بهار

روان ما سالم است؟

عطاری بهار
 اما تعاریف تخصصی دیگری برای بهداشت روانی وجود دارد.

داشتن استعداد روان برای هماهنگ، خوشایند و موثر کار کردن، انعطاف‌پذیر بودن در موقعیت‌های دشوار و توانایی بازیابی تعادل خود .سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را چنین تعریف می‌کند: بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می‌گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی و جسمی. بهداشت تنها نبود بیماری یا عقب‌ماندگی نیست.
به شکل کلی و براساس تعاریف مختلف بهداشت روانی، شخصی که بتواند با محیط خود خوب سازگار شود، از نظر بهداشت روانی بهنجار خواهد بود.
اگر شخصی نتواند تعارض‌های خود را با دنیای بیرون و درون حل و در مقابل ناکامی‌ها مقاومت کند و رفتار نامناسبی در برابر جامعه و مشکلات داشته باشد، از نظر روانی بیمار محسوب می‌شود و با این خطر روبه‌رو خواهد بود که تعارض‌های حل نشده خود را به صورت اختلال‌های خفیف رفتاری نشان دهد؛ بنابراین بهداشت روانی از اهمیت بسزایی برخوردار است و به همین دلیل، امروزه جوامع مختلف بسیج شده‌اند تا سیاست‌های مربوط به بهداشت روانی و پیش‌بینی بیماری‌های روانی را سازمان دهند.
 آنچه از تعاریف بهداشت روانی به دست می آید،‌ این است که هدف بهداشت روانی ، پیشگیری از وقوع ناراحتی هاست. پیشگیری در سه سطح انجام می شود.

نوع اول به دو قسمت آموزشی و پژوهشی تقسیم می شود.آموزشی در جهت سبب شناسی اختلال است. یعنی اگر مسائل و نکات مربوط به بهداشت روان آموزش داده شوند دیگر اختلال به وجود نمی آید.مثلا اگر بخوبی آموزش داده شود که با ازدواج فامیلی چند درصد اختلال با ژن های معیوب به ارث می رسد،‌ آمار ازدواج فامیلی کاهش می یابد درنتیجه اختلال ژنتیک نیز بروز نمی یابد.پیشگیری پژوهشی، تحقیقات را در بر می گیرد.یعنی در پی یافتن علت ایجاد اختلال است.
پیشگیری نوع دوم به بیماریابی بموقع، سریع و اقدام درمانی فوری مربوط است.این نوع پیشگیری می گوید قبل از این که اختلال حالت مزمن پیدا کند، آن را درمان کنیم و اگر درمان نمی شود آن را کنترل و مهار کنیم.
پیشگیری نوع سوم، کمک به بقاء و بهتر زیستن بیمار و پرورش حداکثر توانایی های باقیمانده برای سازگاری بیشتر است.
باید یاد آور شد مفهوم بیماری روانی به ارزش‌هایی وابسته است که زندگی اجتماعی در اختیار ما می‌گذارد؛ بنابراین معلوم نیست بهداشت روانی واقعا نبود بیماری روانی باشد؛ مثلا انحراف‌هایی را در نظر بگیرید که گاهی در نوجوانان دیده می‌شود.
می‌دانیم این رفتارها زودگذر و در مراحل رشد به وجود می‌آیند. دختر نوجوان چه با کلام، چه با شیوه لباس پوشیدن و چه با نشان دادن بخشی از موی سر با خانواده و گاه اجتماع به مخالفت برمی‌خیزد.
در پی این رفتارها خانواده‌ها آشفته می‌شوند و برخی مسئولان تند برخورد می‌کنند، در صورتی که با این مخالفت‌ها، خودمختاری و انتخاب ارزش‌های فردی و شخصی را یاد می‌گیرند و هیچ یک از این رفتارها نشانه بیماری روانی نیست، بلکه برای تایید و تثبیت موجودیت فرد است.
به طور مشخص می توان گفت در افراد سالم ، بهداشت روان به شکل کامل وجود دارد.برای رسیدن به انسان سالم شدن الزامات و اصولی وجود دارد که در پی می خوانید.

اصول اساسی بهداشت روانی

همان طور که گفته شد هدف اصلی بهداشت روانی، پیشگیری است.برای رسیدن به این هدف رعایت اصولی الزامی است. آن اصول عبارتند از:
1-احترام به شخصیت خود و دیگران
یعنی یک شخص خود را دوست بدارد و به دیگران احترام بگذارد. فرد سالم احساس می کند افراد جامعه او را می پذیرند و او نیز با نظر موافق به آنها می نگرد و برای خود و آنها احترام قائل است. اصول بهداشت روانی مبتنی بر تقویت افراد استوار شده است و از تخریب شخصیت افراد تا جایی که امکان داشته باشد، جلوگیری می کند.
2-شناخت محدودیت و توانایی خود و افراد دیگر
هر فرد سالم توانایی ها و ناتوانایی خود را می شناسد و آن را قبول دارد البته می کوشد محدودیت های خود را رفع کند و نسبت به آنها جبهه نمی گیرد یا پنهانش نمی کند.
3-پی بردن به علل رفتار
هر رفتاری علتی دارد و خود به خود انجام نمی شود.مانند ترس که حتما دلیلی دارد یا آن را می دانیم یا نه.انسان سالم در پی کشف علت رفتارها بر می آید.این که چرا می ترسم و آن علت را رفع می کند.
4-توجه به تمامیت وجود هر فرد
این که بسیاری از مشکلات ما ریشه روانی دارد و برعکس.انسان سالم به این نکته توجه دارد که ممکن است مشکلات جسمی پشت این مشکل روانی باشد.این موضوع باید بیشتر مورد توجه معلمان و مربیان باشد و جنبه های جسمانی ،عاطفی،روانی و... دانش آموز را در نظر داشته باشند.
5-شناسایی نیازها و انگیزه های مسبب رفتار انسان
بهداشت روانی بر این اصل استوار است که نیاز هر شخص در هر سنی با شرایط ویژه همان سن باید در نظر گرفته و ارضا شود.نیاز ها هم دو بعد جسمانی و روانی را در بر می گیرند.جسمانی مانند: احتیاج به آب، غذا، استراحت و... است.
نیاز روانی مثل امنیت روانی، مورد محبت قرار گرفتن، نیاز به پیشرفت و... است.

چه کنیم همیشه شاد باشیم؟

عطاری بهار
خیلی‌ها ذاتا آدم‌های شادی هستند. به هر بهانه‌ای می‌خندند، وجودشان سرشار از انرژی مثبت است و همیشه و در هر شرایطی چهره شان متبسم است و برخی نیز کاملا برعکس... .
بررسی روان‌شناسان و روان پزشکان ثابت کرده است که عوامل زیستی و روانی، هر دو در شاد بودن دخالت دارند یعنی هم ژنتیک و محیط خانواده و هم جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، می‌تواند بر احساس شادمانی ما اثرگذار باشد، اما آیا ما می‌توانیم انتخاب و تلاش کنیم که شادتر باشیم یا نه؟ و تا چه حد سبک زندگی و رفتاری که برمی‌گزینیم، تعیین‌کننده شادمانی ماست؟
 بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که نهایتا نگاه خود ما به دنیا، به خودمان و به آینده است که تعیین‌کننده میزان شادمانی ماست. بر این اساس، با تغییر نگرش می‌توانیم زندگی شادتری داشته باشیم. فقط باید راهکارهای عملی برای شادتر زیستن را یاد بگیریم و آنها را به کار ببندیم.
یکی از مهم‌ترین راه‌های شاد زیستن، آرزوپردازی، برنامه‌ریزی و گام برداشتن در مسیر آرزوهای شخصی است. البته بسیاری از عوامل تعیین‌کننده شادی در اختیار ما نیستند (مانند نقشی که هورمون‌ها یا مزاج در شاد بودن دارند)، ولی ما می‌توانیم با تغییر در نگرش و عملکرد، سهم مهمی در شادزیستن خودمان داشته باشیم.

شادی در ژن شماست
بی‌شک نمی‌توان منکر شد که بعضی افراد، ذاتا شادتر از دیگران هستند و با مسائل ساده‌،‌ احساس سرخوشی و شادی می‌کنند و برخی دیگر، براحتی احساس شادی نمی‌کنند.
در عین این که شغل ثابت، درآمد کافی و زندگی خانوادگی رضایت‌بخش، مولفه‌های مهمی در احساس شادی فرد هستند،‌ اما تحقیقات زیادی نشان داده است که احساس شادی می‌تواند به زمینه ژنتیک فرد هم مربوط باشد. در واقع تا حدی احساس شادی به شخصیت و عوامل ژنتیک فرد برمی‌گردد. اگر احساس شادی نمی‌کنید الزاما اتفاق غیرعادی نیفتاده، اما راه‌هایی وجود دارد که می‌توان با کمک آنها احساس شادی خود را افزایش داد.
تلاش فراوان و توقع اندک
افرادی که برای کمترین تلاش‌های خود، انتظارات فراوان دارند، کمتر از دیگران از زندگی‌شان راضی و خوشحال خواهند بود. پس اگر می‌خواهیم زندگی شادتری داشته باشیم،‌ باید از توقعاتمان کم کنیم و بر سعیمان بیفزاییم.
باید به خودمان و تفریحات خاص خودمان و ورزش نیز بپردازیم. همیشه لازم است وقت‌هایی را برای این گونه فعالیت‌ها بگذاریم. اشتغال زیاد به مسائل زندگی باعث می‌شود از تفریح کردن غافل شوید. پس در هر شرایطی که هستید،‌ بخشی از روز را به تفریح و بازی اختصاص دهید.
با افراد شادتر در ارتباط باشید
یادتان باشد، ‌افسرده دل افسرده کند انجمنی را یعنی شادمانی هم به اندازه افسردگی مسری است.
 افرادی هستند که مجاورت آنها به ما انگیزه و امید و اعتماد به نفس می‌دهد. معاشرت با اینها، گوهری گرانقدر است که ما را پر از انرژی می‌کند. یادمان باشد،‌ ما هم در قبال دیگران همین وظیفه را داریم. گاهی با یک جمله زیبا می‌توانیم اطرافیانمان را شاد کنیم؛‌ مثلا با گفتن نظر مثبتمان درباره زیبایی یا هوش یا متانت آنها یا این که مرتب به یادشان بیاوریم که چقدر دوستشان داریم.
ممکن است افراد خوبی اطراف شما باشند که از آنها فاصله گرفته‌اید. ارتباط بیشتر با افراد صمیمی، حس آرامش و امنیت را بالا می‌برد و باعث بهبود خلق می‌شود. پس دوستان خوب قدیمی را کنار نگذارید و با آنها حتی به صورت تلفنی در ارتباط باشید. از افرادی که به شما حس منفی می‌دهند،‌ پرهیز کنید. آنها زندگی را برای شما سخت می‌کنند.
با ترس‌هایمان بجنگیم
شاید باورش دشوار باشد، ولی هنوز افرادی هستند که از ترس چشم خوردن، خودشان را از برخورداری از بسیاری داشته‌هایشان محروم می‌کنند؛‌ مثلا ترجیح می‌دهند منزل کوچک‌تری داشته باشند، با وجود این که استطاعت خانه بزرگ تر را دارند، مبادا که چشم بخورند!
غلبه بر ترس‌های بی‌مورد، گامی به سوی شادکامی است.
نقش قربانی را کنار بگذارید
یکی از رایج‌ترین مانع‌ها در برابر شادبودن، جاذبه‌ای است که در داشتن نقش قربانی نهفته است. جمله «فقط به خاطر بچه‌هام، بیمارانم، کشورم، و...» را زیاد می‌شنویم.
در این نوع فرهنگ، رنج کشیدن نه‌تنها به یک ارزش تبدیل می‌شود، بلکه به آن یک معنای ثانوی فداکاری هم اضافه می‌شود. مشکل اینجاست که گویی اگر در زندگی‌مان جایی را برای لذت بردن و شادبودن خودمان داشته باشیم، دیگر نمی‌توانیم آن تصویر معنوی فداکار را داشته باشیم. بنابراین ترجیح می‌دهیم خودمان را از بسیاری خوشی‌ها محروم کنیم.
غذاهای شادی‌آور بخورید
امروزه درباره رابطه بین مواد غذایی و اثر آنها بر مغز بررسی‌های زیادی شده است و چند ماده موثر که خلق را بهبود می‌بخشند و احساس شادی را بیشتر می‌کنند، پیدا شده‌اند.
کلسیم، آهن، امگا3 و اسیدهای چرب، ویتامین B6، B12، کروم، منیزیم، ویتامین D و روی با تاثیراتی که بر مغز دارند، باعث افزایش حس سرزندگی و خوشحالی می‌شوند .بی شک با خوردن موادی چون گردو، قهوه، شکلات، ماست،سبزیجات و میوه‌ها بویژه زردآلو، انار، تربچه، قارچ و چای سبز می‌توانید شادی‌تان را افزایش دهید.
منتظر نباشید که شادتان کنند
برای شاد بودن، وجود شرایط خاص یا افراد خاص ضروری نیست و هیچ کس قادر نیست ما را شاد کند، مگر خودمان.
افرادی که ناخودگاه خود را شایسته شادی نمی‌دانند، تلاشی برای به دست آوردن آن نمی‌کنند. عده‌ای آن را محصول شانس می‌دانند و باور ندارند خودشان می‌توانند شادی را به زندگی خود بیاورند، اما واقعیت این است که خود ما در شاد بودنمان خیلی نقش داریم. اگر همه کارها و فعالیت‌های خود را محدود به یک نفر یا یک کار کنیم، این وضعیت باعث نگرانی مداوم از دست دادن می‌شود که به نوبه خود، حس شادی و لذت بردن را به طور چشمگیری کاهش می‌دهد. پس بهتر است برای شاد بودن، فعالیت‌های مختلف و روابط متنوع داشته باشیم.
به یاد داشته باشید که اگر فکر کنید باید فلان شغل یا موقعیت یا ماشین را داشته باشید تا شاد باشید، شادی امروزتان را از دست می‌دهید.

باور های غلط درباره نوشابه / رژیمی ها هم چاق می کنند!

عطاری بهار

متخصصان تغذیه بر این عقیده هستند نوشابه های گازدار بدون ارزش غذایی با خاصیت اسیدی، پوسیدگی دندانها چاقی، سوء تغذیه و حتی تشدید بیماریهایی چون بیماریهای گوارشی، قلبی و ریوی و ... را نیز می تواند در پی داشته باشد، اما چرا با دانستن این عواقب باز هم نوشابه می خوریم ؟ 

مصرف نوشابه های گاز دار به دلیل قند فراوان موجود در خود یک باره کالری زیادی را وارد بدن می کند و بدن با دریافت و جذب کالری مورد نیاز خود، کالری های اضافه این نوشابه ها را به چربی تبدیل کرده و به علاوه اشتهای فرد را برای دریافت کالری های اضافه ترغیب می کند بنابراین فرد مصرف کننده اشتهای بیشتری برای خوردن غذا پیدا کرده در نتیجه با افزایش وزن شدید رو به رو می شود اما مضرات نوشابه فقط به اضافه وزن ختم نمی شود بلکه مصرف بلند مدت آن فرد را دچار عواقب جدی تری نظیر سکته های قلبی ، پوکی استخوان ،پوسیدگی دندان ، سرطان لوزالمعده ، فشار خون و سنگ های کلیوی می کند.

خیلی از افراد بر این باور بسیار غلط هستند که مصرف نوشابه باعث هضم غذا در بدن می شود ،نوشیدنی های گاز دار نه تنها باعث هضم غذا نمی شود بلکه موجب رقیق شدن اسیدهای گوارشی شده و درنتیجه هضم غذا با مشکل مواجه خواهد شد. مواد غذایی پس از مصرف در درون معده از نظر دمایی تعدیل می ‌شوند و به دمای مناسب برای هضم می ‌رسند، این در حالی است که مصرف نوشیدنی ‌های سرد به همراه غذا، تعدیل حرارت مواد غذایی را مختل می ‌کند که در نتیجه هضم غذا با مشکل مواجه می ‌شود.

یک باور غلط دیگر که در میان مردم رواج یافته این که نوشابه برای افرادی که سنگ کلیه دارند مفید است . مصرف زیاد نوشابه های گازدار باعث برداشته شدن کلسیم از استخوانها و ورود این کلسیم به درون خون می شود و به این ترتیب کلسیم استخوانی در خون جریان یافته و موجب رسوب کلسیم اضافی در کلیه ها خواهد شد که این امر در نهایت فرد را مبتلا به تشکیل سنگ کلیوی در کلیه می کند یا روند تشکیل این سنگ ها را در کلیه سرعت می بخشد بنابراین اگر فرد را دچار سنگ کلیه نکنند در بهبود آن چه بسا هیچ نقشی ندارد .

این فرآورده‌ها از شیرین‌کننده‌های مصنوعی که طعم بسیار شیرینی دارند تهیه می شود .اما در میان خبرهای ناخوشایندی هم در این خصوص مشاهده شد که در طولانی‌مدت خطراتی برای ما ایجاد می‌کنند یا سرطانزا هستند در مورد عوارض این شیرین‌کننده‌ها نگرانی‌های جدی اولیه وجود داشت که از جمله سرطان‌زا بودن آنها بود که به اثبات نرسید و حالا گفته می‌شود که مصرف میزان مجاز و متعارف این شیرین‌کننده‌ها بی‌خطر است. اما ناگفته نماند همه نوشابه های گازدار معمولی موجب چاقی می شوند که این طبیعی است. اما مصرف کنندگان نوشابه های رژیمی هم از این قاعده مستثنا نیستند و با اضافه وزن دست و پنجه نرم می کنند .

مهم ترین ضرر این نوع از نوشیدنی ها اعتیاد آور بودن آن است لذا علاوه بر آن تمام مضرات نوشابه های معمولی را دارا هستند و بی نظمی ضربان قلب، افزایش فشار خون، افزایش ضربان کم آبی بدن و بی خوابی میتوانند اثرات منفی کوتاه مدت آنها باشد. مصرف همزمان نوشابه ها ی انرژی زا و مشروبات الکلی باعث بروز ریتم نامنظم و غیر طبیعی قلب میشود و به هیچ عنوان نباید این دو را باهم مصرف کرد .

برخی افراد معتقدند ماءالعشیر عوارض کمتری نسبت به نوشابه دارد این هم یکی دیگر از تصورات اشتباه در این رابطه است و ماءالشعیر مانند نوشابه عوارض بدی را به دنبال دارد. توصیه ما متخصصان تغذیه به افراد این است که تا حد امکان از نوشابه و مالشعیر پرهیز کنند و از آب و یا دوغ برای نوشیدن همراه غذا استفاده کنند .